یعنی چه
این واژه یک ترکیب فعلی کاملاً عربی است که از سه بخش «أَخَذْ» (فعل ماضی به معنی گرفت)، «تُ» (ضمیر فاعلی به معنی من) و «هَا» (ضمیر مفعولی مونث به معنی او/آن) تشکیل شده است. در متون مذهبی و قرآنی، این اصطلاح گاهی کنایه از غافلگیر کردن، عذاب کردن و به کیفر رساندن ستمکاران توسط خداوند دارد.
تلفظ
در زبان عربی و قرائت متون، این کلمه با فتح همزه و خاء، سکون ذال، ضم تاء و اشباع الف در پایان خوانده میشود: [A-khaz-tu-ha].
در جدول
در طراحهای جداول کلمات متقاطع، اگر به عنوان گزینهای از آیات قرآنی (مانند آیه ۴۸ سوره حج) مطرح شود، پاسخ دقیق آن ۶ حرف دارد.
به انگلیسی
بسته به مرجع ضمیر «ها» در جمله، در زبان انگلیسی از ضمایر بیجان یا مونث استفاده میشود.
به عربی
این کلمه خود یک ساختار دستوری کامل (فعل + فاعل + مفعول) در صرف زبان عربی است.
به فارسی
در برگردان روان فارسی، میتوان آن را بر حسب سیاق متن به «آن را فراگرفتم»، «تصاحبش کردم» یا در بحث عذاب الهی به «گریبانش را گرفتم و نابودش ساختم» ترجمه کرد.
در قرآن
خداوند در سوره حج میفرماید: «وَکَأَیِّنْ مِنْ قَرْیَةٍ أَمْلَیْتُ لَهَا وَهِیَ ظَالِمَةٌ ثُمَّ أَخَذْتُهَا...» یعنی چه بسیار شهرها که به آنها مهلت دادم در حالی که ستمکار بودند، سپس آنها را به عذاب گرفتم (نابود کردم) و بازگشت به سوی من است.
جمعبندی و توضیح کامل اخذتها
واژه «اخذتها» یک واژه اصیل و مستقل در زبان فارسی معیار نیست؛ بلکه یک ترکیب فعلی و دستوری کامل از زبان عربی (أَخَذْتُهَا) است که به ادبیات مذهبی و متون کهن فارسی راه یافته است. این واژه از ریشه ثلاثی مجرد «أ-خ-ذ» به معنای گرفتن و دریافت کردن ساخته شده و در ساختار خود شامل فعل، فاعل (من) و مفعول (آن/او) است که در مجموع معنی «آن را گرفتم» میدهد.
شهرت و کاربرد ویژه این کلمه به دلیل حضور صریح آن در قرآن کریم (بهویژه آیه ۴۸ سوره حج) است. در سیاق قرآن، این عبارت معنایی فراتر از یک گرفتنِ ساده دارد و کنایه از عذاب شدید، مؤاخذه ناگهانی و نابود کردن قوم یا شهرهای ستمکار پس از اتمام حجت و دادن مهلت به آنهاست.
در فرهنگهای لغت فارسی مانند معین یا دهخدا، خودِ این صورتِ متصل به عنوان مدخل مستقل ثبت نشده و تنها ریشه پایه آن یعنی «اخذ» به چشم میخورد. با این حال، در طرح سؤالات مسابقات و جداول، به عنوان یک عبارت قرآنیِ شش حرفی مورد توجه قرار میگیرد.