یعنی چه
این واژه در زبان فارسی به دو مفهوم به کار میرود: نخست به عنوان ترکیب «قد و قامت» که نشاندهنده شکل، ساختار و میزان بلندی بدن انسان است؛ دوم در اصطلاح دینی برگرفته از عبارت «قد قامت الصلاة» در اقامه نماز که به معنای بهراستی برپا شدن نماز و فرا رسیدن زمان قیام است.
تلفظ
تلفظ این واژه با فتحة روی حرف قاف و سکون دال در بخش اول، و فتحة روی قاف و میم و سکون تاء در بخش دوم به صورت «قَدْقامَت» صورت میگیرد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان پاسخی ۶ حرفی برای نشان دادن هیئت بدن یا کلمهای مذهبی مربوط به شروع نماز مطرح میشود.
به انگلیسی
برای توصیف فیزیک و بلندی بدن از واژگان معادل فوق استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی بسته به کاربرد اسمی (اندام) یا فعلی (عبارت مذهبی اقامه)، از این معادلها استفاده میگردد.
به فارسی
واژههای مترادف و برگردانهای روان فارسی آن شامل قد و بالا، جثه، هیکل، اندام و در متون ادبی تعابیری همچون سروقامت و بلندبالا است.
در قرآن
ترکیب یکپارچه «قدقامت» در متن قرآن وجود ندارد، اما ریشههای عربی آن یعنی (ق-د-د) به معنی اندازه و (ق-و-م) به معنی ایستادن و برپا داشتن در آیاتی مانند «أَقِیمُوا الصَّلَاةَ» یا «یَوْمَ یَقُومُ الْحِسَابُ» بارها تکرار شدهاند.
جمعبندی و توضیح کامل قدقامت
واژه «قدقامت» در فرهنگ و زبان فارسی یک اصطلاح دووجهی است. از یک سو در گفتار روزمره و ادبیات به عنوان شکل فشرده یا برداشتی از ترکیب «قد و قامت» به کار میرود که به بلندی، هیکل، تناسب اندام و ایستایی بدن انسان اشاره دارد و در شعر فارسی نماد استواری، زیبایی و وقار (مانند قامت سرو) است.
از سوی دیگر، این عبارت ریشه عمیق دینی دارد و مستقیماً از جمله «قد قامت الصلاة» در اقامه نماز گرفته شده است که اعلامکننده رسمی شروع راز و نیاز با پروردگار و آمادگی کامل بندگان برای ایستادن در پیشگاه خداوند است. ریشه کلمات سازنده آن عربی بوده و هر دو بخش در واژگان فارسی تثبیت شدهاند.