یعنی چه
بدفطرت به کسی گفته میشود که ویژگیهای ناپسند و بدخواهی در اصلِ آفرینش و ساختار روانی او ریشه دوانده است و متمایل به شر و خباثت درونی است.
تلفظ
این واژه از ترکیب کلمه فارسی «بَد» و واژه عربی «فِطْرَت» تشکیل شده و به صورت [بَدْ فِطْ رَ تْ] خوانده میشود.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلماتی مانند بد فطرت، بدذات، بدطینت و خبیث به عنوان واژههای هممعنی به کار میروند.
به انگلیسی
برای انتقال این مفهوم در زبان انگلیسی از صفاتی استفاده میشود که به شرارت ذاتی یا تمایل درونی به بدی اشاره دارند.
به عربی
در زبان عربی از واژههایی که به آلودگی باطن و بد بودن طبع و سریره اشاره دارند برای معادلسازی استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و رایج این واژه در زبان فارسی شامل کلماتی چون بدسرشت، بدذات، بدطینت، بدنهاد، پستفطرت و بدگوهر است که همگی بر ناپاکی درون دلالت دارند.
در قرآن
ترکیب «بدفطرت» در قرآن وجود ندارد. در دیدگاه قرآنی، فطرت اولیه انسانها پاک و الهی آفریده شده است («فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا»)؛ بنابراین بدفطرتی یک ویژگی ثانویه است که در اثر گناه و تربیت غلط شکل میگیرد. قرآن برای این مفهوم از واژه «خبیث» استفاده میکند.
جمعبندی و توضیح کامل بد فطرت
واژه «بدفطرت» یک صفت مرکب توصیفی در زبان فارسی است که از ترکیب «بد» (فارسی) و «فطرت» (عربی، به معنی آفرینش اولیه و سرشت) ساخته شده است. این کلمه در ادبیات اخلاقی و گفتار روزمره برای اشاره به افرادی به کار میرود که ذات، باطن و خوی درونی آنها متمایل به زشتی، بدخواهی و ناپاکی است.
اگرچه ریشه کلمه فطرت در قرآن کریم به معنای سرشت پاک و توحیدیِ نخستین انسان آمده است، اما اصطلاح بدفطرت نشاندهنده تغییر و مسخ این پاکی اولیه در اثر گزینشهای نادرست اخلاقی و غرق شدن در گناه است. در فرهنگ عامه و تمثیلهای ادبی، این ویژگی معمولاً با نمادهایی چون عقرب (که نیش زدن مقتضای طبیعت اوست) بازنمایی میشود.