یعنی چه
گره رانویه به فاصلههای عاری از میلین در طول آکسون یا دندریتهای بلند یک نورون گفته میشود. در این نواحی، غشای آکسون مستقیماً در معرض مایع برونسلولی قرار دارد که باعث تبادل یونها و تولید پتانسیل عمل میشود. این ساختار نقشی کلیدی در سیستم عصبی مهرهداران ایفا میکند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه ترکیبی از کلمه فارسی «گره» به کسر گاف و را، و واژه فرانسوی «رانویه» (Ranvier) است که در زبان فارسی به صورت رانْوییِه یا رانْویه شمرده تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع و طراحان سوالات علمی، این واژه معمولاً با راهنمای «بخش بدون میلین آکسون» یا «کاشف فرانسوی ساختار عصبی» به عنوان پاسخ ۹ حرفی (بدون احتساب فاصله) مطرح میشود.
به انگلیسی
در متون علمی انگلیسی به این بخشها Node of Ranvier یا شکافهای غلاف میلین گفته میشود که وظیفه هدایت جهشی را بر عهده دارند.
به فارسی
اگرچه «گره رانویه» خود رایجترین معادل فارسی است، اما در برخی کتابهای مرجع قدیمیتر کالبدشناسی از آن با عنوان «اختناق رانویه» یا «گره غلاف میلین» نیز یاد شده است.
نماد چیست
در متون زیستشناسی و پزشکی گاهی به اختصار با نماد NoR نمایش داده میشود. از نظر معنای استعاری و مفهومی، این گرهها نماد شتابدهی، بهینهسازی مصرف انرژی و جهش پلهپله برای رسیدن به مقصد هستند.
جمعبندی و توضیح کامل گره رانویه
گره رانویه یکی از حیاتیترین ساختارها در سیستم عصبی مهرهداران است. آکسونهای بسیاری از نورونها توسط لایهای عایق به نام غلاف میلین پوشانده شدهاند؛ اما این پوشش ممتد نیست و در فواصلی منظم دچار بریدگی میشود. این نقاط عاری از میلین، گره رانویه نام دارند و به دلیل تمرکز بالای کانالهای یونی، بستر هدایت الکتریکی نورون را فراهم میسازند.
وجود این گرهها باعث پدیدهای به نام هدایت جهشی (Saltatory Conduction) میشود. پیام عصبی به جای حرکت خطی و کند در طول غشا، از یک گره به گره بعدی میجهد که این امر سرعت انتقال پیامهای عصبی را تا ۱۰۰ برابر افزایش داده و مصرف انرژی سلول را به شدت کاهش میدهد.
این واژه از نام لویی آنتوان رانویه، آسیبشناس و بافتشناس برجسته فرانسوی قرن نوزدهم گرفته شده است که برای اولین بار این تفاوت ساختاری را در رشتههای عصبی کشف و ثبت کرد.