یعنی چه
مفعول بیواسطه در دستور زبان فارسی به اسم یا گروه اسمی گفته میشود که کارِ فعلِ متعدی (گذرا به مفعول) مستقیماً روی آن انجام میگیرد و برای کامل شدن معنای جمله ضروری است. این نوع مفعول بدون میانجیگریِ حرف اضافه در جمله میآید و در زبانشناسی جدید به آن مفعول مستقیم میگویند. راه شناخت آن در جمله، پرسش با «چه چیزی را؟» یا «چه کسی را؟» است.
تلفظ
این ترکیب دستوری به صورت [مَفـْـعـوُ لِ بی وا سِـ طِ] (maf'ul-e bi-vāsete) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این اصطلاح دستوری دوازده حرفی بر اساس صورت سؤال میتواند «مفعول بی واسطه» یا معادلهای آن نظیر «مفعول مستقیم» و «مفعول صریح» باشد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی به مفعولی که عمل فعل مستقیماً بر آن واقع میشود Direct Object میگویند که در فرمولهای ساختاری به اختصار با DO یا O نمایش داده میشود.
به عربی
در دستور زبان عربی، به مفعولی که بدون واسطه و حرف جر بیاید، المفعول بهِ یا المفعول به المباشر گفته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل مفعول بی واسطه
مفعول بیواسطه یکی از ارکان اساسی در جملات دارای فعل متعدی (گذرا) است. واژهٔ «مفعول» ریشهای عربی از (فعل) دارد و به معنای کارِ انجامشده است، در حالی که ترکیب «بیواسطه» از پیشوند نفیی فارسی (بی) و واژهٔ عربی (واسطه) ساخته شده که در مجموع مفهوم «بدون میانجی و حرف اضافه» را میرساند. در ساختار سنتی و مدرن زبان فارسی، این سازه نقشی کلیدی در تمامیت معنایی جمله ایفا میکند.
برای تشخیص این مفعول در جملات روزمره یا متون ادبی، معمولاً از نشانهٔ مفعولی «را» یا واژههای پرسشی «چه چیزی را» و «چه کسی را» استفاده میشود. برای مثال در جملهٔ معروف «علی کتاب را خواند»، کارِ خواندن مستقیماً روی «کتاب» انجام شده است؛ بنابراین کتاب بدون هیچ حرف اضافهای نقش مفعول مستقیم را بر عهده دارد. در مقابل، مفعولهای باواسطه همواره همراه با حروف اضافه (به، با، از، در) میآیند که به آنها متمم فعلی نیز میگویند.
در تحلیلهای زبانشناسی و متون کهن مانند قرآن کریم، اگرچه خودِ این اصطلاح ترکیبیِ فارسی به عنوان یک نامگذاری نحوی جدید وجود ندارد، اما مصادیق ساختاری آن به وفور دیده میشود. نمونهٔ بارز آن در آیهٔ شریفهٔ «إِيَّاكَ نَعْبُدُ» است که در آن ضمیر «إِيَّاكَ» (تنها تو را) در جایگاه مفعول بیواسطهٔ مقدم قرار گرفته است و جلوهای از فصاحت ساختاری را نشان میدهد.