یعنی چه
این عبارت کنایی و ادبی به معنای ایجاد چین و چروک، تاب و شکنج بر روی سطوحی مانند مو، جامه، ابرو یا سطح آب (بر اثر وزش باد) است. همچنین در برخی متون کهن به مفهوم ترکیبیِ فروپاشاندن، درهم شکستن و از حالت استحکام خارج کردن ساختارها نیز به کار رفته است.
تلفظ
تلفظ صحیح این مصدر مرکب به صورت [شِ کَ نْ اَ فْ کَ دَ نْ] است که از دو واژهٔ «شِکَن» (به سکون نون) و «اَفْکَندَن» تشکیل میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف خواستهشده میتواند خود کلمه یا مترادفهای آن باشد.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد، معادلات انگلیسی متفاوتی برای این مفهوم ظریف ادبی وجود دارد.
به عربی
در زبان عربی با توجه به معنای مادی (موج و چروک) یا معنای انتزاعی (شکستن)، واژگان متفاوتی استفاده میشود.
نماد چیست
در ادبیات سنتی و اشعار کلاسیک فارسی، شکن افکندن بر روی آب نماد وزش باد صبا و تغییر حالت است؛ اما هنگامی که برای زلف و ابرو به کار میرود، نماد دلبری، جذابیت و اسیر کردن دل عاشق در خم زلف معشوق است. در ابعاد حماسی نیز نماد فروپاشی قدرت یا حصار است.
جمعبندی و توضیح کامل شکن افکندن
عبارت «شکن افکندن» یک مصدر مرکب اصیل و کهن در زبان و ادبیات فارسی است. این واژه در دو قلمرو معنایی کاربرد دارد؛ نخست در معنای مادی و حسی که به ایجاد چین و چروک بر روی پارچه و پوست، یا پدید آمدن موجهای ریز و پیاپی بر سطح آب در اثر وزش نسیم اشاره میکند. شاهدهای شعری فراوانی از لغتنامه دهخدا این تصویرسازی ظریف طبیعی را تایید میکنند.
از سوی دیگر، با نگاهی به ساختار واژگانی متشکل از «شکن» (از ریشه پهلوی شکستن و تا خوردن) و «افکندن» (از ریشه پهلوی به معنی انداختن)، این ترکیب در سبکهای ادبی کهنتر به مجاز برای درهم شکستن شدید، فروپاشاندن حصارها، یا آشفتن دل و سپاه به کار رفته است. امروزه این واژه در زبان محاوره کاربردی ندارد و ارزش آن عمدتاً زیباشناختی و منحصر به تحلیل متون نظم و نثر کلاسیک است.