یعنی چه
درخشیدن به معنای تابش نور، متشعشع شدن، بارقه زدن و تجلی نمودن است. این واژه در معنای مجازی برای اشاره به موفقیتهای چشمگیر، ممتاز بودن در یک جمع یا آشکار شدن استعدادها و زیباییها نیز به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت [daraaxshidan] یا [derakhshidan] است که ریشه در زبانهای کهن ایرانی دارد.
در جدول
پاسخ متداول هفتحرفی برای این مفهوم در جدول کلمات متقاطع، خود واژه «درخشیدن» یا معادلهای آن مانند تابیدن است.
به انگلیسی
بسته به نوع و شدت نور، واژگان متفاوتی در انگلیسی برای این واژه استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی مفهوم درخشش با واژههای متنوعی متناسب با کاربرد ادبی آن بیان میگردد.
به ترکی
فعل Parlamak در زبان ترکی استانبولی دقیقاً معادل مصدر درخشیدن در زبان فارسی است.
جمعبندی و توضیح کامل درخشیدن
واژه «درخشیدن» یکی از اصیلترین واژههای زبان فارسی است که ریشه در فارسی میانه (پهلوی) دارد و با واژگان اوستایی به معنای روشنی پیوند خورده است. این کلمه از نظر لغوی به معنای گسیل داشتن نور، تلألؤ، نورافشانی و پرتو افکندن است و حس بینایی انسان را در مواجهه با منابع نوری یا سطوح صیقلی منعکس میکند.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، درخشیدن فراتر از یک پدیده فیزیکی، به عنوان نمادی از امید، حقیقت، موفقیتهای بزرگ، آگاهی و برتری شناخته میشود. وقتی فردی در زمینهای علمی، هنری یا ورزشی به مرتبهای والا میرسد، از اصطلاح «درخشیدن» برای توصیف موفقیت او استفاده میکنند.
این واژه دارای همخانوادههای زیبایی مانند درخشش، درخشان، درخشنده و آذرخش است که همگی مفهوم نور، گرما و پویایی را در خود دارند. متضادهای آن نیز کلماتی همچون کدر شدن، تاریک شدن و بیفروغ شدن هستند که افول نور و روشنایی را بازگو میکنند.