یعنی چه
واژه «بیهود» دارای دو کاربرد و معنای متمایز است: در متون کهن ادبی و لغتنامههای اصیل (مانند دهخدا و اسدی توسی)، به پارچه، جامه یا هر چیزی که از شدت نزدیکی به حرارت آتش، تفدیده، زرد و نیمسوخته شده باشد اطلاق میشود. در کاربرد دوم که امروزه رایجتر است، این واژه مخفف «بیهوده» بوده و به معنای باطل، عبث، بیسود، بیفایده و ناسودمند به کار میرود.
مترادف
این واژهها در لغتنامهها هممعنی کلمه بیهود در دو معنای قدیمی (نیمسوخته) و جدید (عبث) هستند.
متضاد
کلماتی که مفهوم مخالف بیفایده بودن، پوچی یا تباه شدن را میرسانند.
هم خانواده
این کلمات از ریشه ساختواژه «بی + هوده» گرفته شدهاند یا با مصدر کهن «بیهودن» مرتبط هستند.
جمله سازی
تلفظ
این واژه به صورت بِیْهُود (ب با فتحه، ی با سکون، ه با ضمه، و و د با سکون) تلفظ میشود.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، واژه ۵ حرفی «بیهود» دقیقاً به عنوان معادل کلماتی چون نیمسوخته یا بیفایده کاربرد دارد.
به انگلیسی
معادلهای دقیق زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم عدم کارایی و پوچی معنایی.
به ترکی
زبان ترکی استانبولی علاوه بر استفاده از واژه اصیل ترکی Boşuna، کلمه بیهوده را نیز به صورت Beyhude از فارسی وام گرفته است.
به فارسی
واژه «بیهود» کاملاً اصیل و فارسی است. این کلمه از پیشوند نفی «بی» به همراه واژه پهلوی و فارسی باستان «هوده» یا «هده» ساخته شده است. «هوده» در زبانهای باستانی ایران به معنای «حق، درست، راست و سود» بوده است؛ بنابراین معنی تحتاللفظی فارسی آن، چیزی است که از حق و سود عاری باشد.
جمعبندی و توضیح کامل بیهود
واژه «بیهود» از جمله واژههای اصیل و کهن زبان فارسی است که ریشه در ساختارهای باستانی و زبان پهلوی دارد. این واژه با ترکیب پیشوند منفیساز «بی» و اسم «هوده» (به معنی سود، فایده و حق) پدید آمده و معنای تحتاللفظی آن «بیسود و عاری از حق» است که در طول زمان به شکل متداولترِ «بیهوده» در زبان روزمره تثبیت شده است.
علاوه بر معنای مجازی و رایج امروزی که معادل عبث، باطل و پوچ است، این کلمه در لغتنامههای معتبر کهن مانند اسدی توسی و دهخدا دارای یک معنای فیزیکی و دقیق نیز هست؛ به جامه یا پارچهای که در مجاورت آتش تفدیده، زرد و نیمسوخته شده باشد «بیهود» میگویند که نمونه بارز ادبی آن در اشعار کسایی سیستانی به چشم میخورد.
اگرچه خود واژه «بیهود» یا «بیهوده» به دلیل ریشه اصیل فارسیاش در متن عربی قرآن کریم نیامده است، اما مفاهیم معادل آن مانند «عبث»، «باطل» و «لغو» به کرات در آیات الهی ذکر شدهاند تا بر هدفمند بودن آفرینش تأکید کنند. در مجموع، این کلمه پنجحرفی هم در ادبیات کلاسیک و هم در معماها و جداول، نمادی از بیثمری، اتلاف تلاش یا وضعیت نیمسوختگی ناشی از تف آتش به شمار میرود.