یعنی چه
تغافل نمودن به معنای آن است که شخص موضوعی را کاملاً میداند و از آن آگاه است، اما به صورت عمدی و مصلحتآمیز، رفتار خود را بهگونهای تنظیم میکند که انگار از آن بیخبر است. این کار معمولاً با هدف بزرگواری، اخلاقمداری و حفظ حرمتها انجام میشود و با غفلتِ ناآگاهانه تفاوت دارد.
تلفظ
واژهٔ تغافل بر وزن تَفاعُل تلفظ میشود. حروف آن به صورت تَمایزیافته: تْ-غَ-ا-فُ-لْ نَ-مـُ-دَ-نْ خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، عبارت «تغافل نمودن» دقیقاً ۱۰ حرف دارد. بسته به تعداد طراح، واژههایی مانند چشمپوشی، اغماض، و نادیده گرفتن نیز به عنوان پاسخ پذیرفته میشوند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی عبارات اصطلاحی دقیقی برای این مفهوم وجود دارد؛ از جمله To feign ignorance که تظاهر به جهل است و To turn a blind eye که کنایه از خود را به کوچه علیچپ زدن و ندیدن مصلحتی است.
به فارسی
معادلهای اصیل و رایج فارسی و ترکیبی این واژه عبارتند از: خود را به کوچهٔ علیچپ زدن، نادیده انگاشتن، ناآگاهی نمودن، گذشت کردن، و روبرگرداندن از خطای دیگران.
در قرآن
عین واژهٔ «تغافل» در متن قرآن کریم به کار نرفته است، اما ریشهٔ آن (غ ف ل) در مشتقاتی چون «تغفلون» و «غافلون» بیش از ۳۰ بار تکرار شده است. همچنین مفهوم اخلاقی و مثبت تغافل (گذشت بزرگوارانه و مچگیری نکردن) در قرآن با واژهٔ «صَفْح» (مانند آیه ۲۲ سوره نور: وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا) بیان شده است.
جمعبندی و توضیح کامل تغافل نمودن
عبارت «تغافل نمودن» یک مصدر مرکب فارسی-عربی است که از ریشه ثلاثی «غَفَلَ» و در باب تفاعل ساخته شده است. ویژگی اصلی باب تفاعل در اینجا، تظاهر و وانمود کردن به یک حالت است؛ یعنی شخص با اینکه حقیقت را میداند، تعمد دارد که خود را ناآگاه نشان دهد. این رفتار در فرهنگ عامه و نمادشناسی گاهی با رفتار شترمرغ (فرو بردن سر در برف برای ندیدن خطر) همسان انگاشته میشود، هرچند کاربرد اصلی آن در اخلاق بسیار والاتر است.
در حوزه اخلاق و روابط اجتماعی، تغافل نمودن به عنوان یک صفت پسندیده و نمادی از بزرگمنشی و بردباری شناخته میشود. انسان متغافل با چشمپوشی هوشمندانه از خطاهای کوچک دیگران، از پردهدری و ایجاد تنش جلوگیری کرده و به طرف مقابل فرصت اصلاح میدهد، بدون اینکه به عزت نفس او آسیبی وارد شود.
این واژه با «غفلت» تفاوت بنیادین دارد؛ چرا که غفلت ناشی از بیخبری، سهلانگاری و ناآگاهی واقعی است و امری منفی تلقی میشود، در حالی که تغافل بر پایهٔ آگاهی کامل، هوشیاری و تصمیم ارادی شکل میگیرد و ابزاری برای مدیریت حکیمانه روابط انسانی است.