یعنی چه
«بسمل شدن» در لغت به معنای ذبح شدن و سر بریده شدن حیوان حلالگوشت با ذکر نام خدا (بسمالله) است. در مفهوم کنایی و مجازی، به معنی به شدت مضطرب شدن، نیمجان شدن و یا تسلیم محض و جان دادن در راه معشوق و هدف تعبیر میشود.
تلفظ
این عبارت از دو واژهٔ «بِسمِل» (با کسر باء و میم) و فعل خطابی و اسنادی «شُدَن» تشکیل شده است.
در جدول
پاسخ دقیق برای این عبارت در جدول «بسمل شدن» با ۷ حرف است. واژههای هممعنی دیگر مانند ذبح و قربانی نیز ممکن است مد نظر باشند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم ذبح شرعی یا آیینی از این عبارات استفاده میشود.
به عربی
در عربی فصیح، فعل «بَسْمَلَ» صرفاً به معنی «بسمالله گفتن» است و برای مفهوم ذبح شدن از فعل «ذُبِحَ» استفاده میکنند.
در قرآن
خود واژهٔ «بسمل شدن» یا مشتقات ساختگی آن در متن قرآن وجود ندارد؛ اما اصل دستورِ ذکر نام خدا هنگام ذبح، در آیاتی مانند آیه ۱۲۱ سوره انعام («وَلَا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ») صراحتاً تأکید شده است.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک و عرفانی فارسی، بهویژه در ترکیب «مرغ بسمل»، این واژه نماد انسان یا عاشقی است که در راه معشوقِ حقیقی (خداوند) بالوبال میزند، تسلیم محض است و نهایتِ بیقراری و جانفشانی را به تصویر میکشد.
جمعبندی و توضیح کامل بسمل شدن
واژهٔ «بسمل شدن» یک اصطلاح نوپدید در زبان فارسی است که ریشه در فرهنگ اسلامی و آداب ذبح شرعی دارد. ایرانیان از عبارت عربی «بسمالله» که گفتن آن هنگام ذبح حیوانات واجب است، فعل مجعول «بسمل کردن» و به تبع آن «بسمل شدن» را ساختند تا به معنای سر بریدن و ذبح شدن حیوان باشد.
این واژه به مرور زمان پای خود را به ادبیات عرفانی و غنایی فارسی نیز باز کرد. شاعران بزرگ با تصویرسازی از مرغِ سربرندهای که در خاک و خون میتپد، از آن به عنوان کنایه و نمادی برای بیقراری شدید عاشق، تسلیم محض بودن در برابر معشوق و فنا شدن در راه عشق و ایمان استفاده کردند.