یعنی چه
مغابن جمع مکسر واژه «مَغبِن» است. این اصطلاح کالبدشناسی به بخشهایی از اندامهای بدن (بهویژه بیخ ران و زیر بغل) اشاره دارد که به دلیل تاشدگی، در حالت عادی پنهان و پوشیده هستند. ریشه این کلمه نیز به مفهوم پنهان کردن اشاره دارد.
تلفظ
این واژه به صورت مَغابِن تلفظ میشود که در آن حرف م دارای فتحه، غ دارای الف مدی، ب دارای کسره و ن ساکن است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، در پاسخ به راهنمای «کشالههای ران» یا «چینهای بدن»، واژه ۵ حرفی «مغابن» یا مفرد آن «مغبن» به کار میرود.
به عربی
در زبان عربی این واژه دقیقاً به همین صورت به عنوان اسم مکان و برای اشاره به تاشدگیهای پنهان اندام استفاده میشود.
به فارسی
برابرهای اصیل و متداول فارسی برای این واژه شامل کشالههای ران، بیخ ران، زیر بغلها و تاشدگیها یا بیغولههای اندام است.
در قرآن
واژه مغابن در متن قرآن به کار نرفته است؛ با این حال، همخانواده آن از ریشه «غ ب ن» در آیه ۹ سوره تغابن به صورت «یومُ التَّغابُن» (روز آشکار شدن زیانها یا روز قیامت) دیده میشود. راغب اصفهانی نیز در کتاب واژهشناسی قرآنی خود (المفردات) این ریشه را توضیح داده است.
نماد چیست
مغابن یک واژه کاملاً کالبدشناسی، فقهی و لغوی است. این کلمه در فرهنگ عامه، اسطورهها یا ادبیات عرفانی دارای بعد نمادین یا سمبلیک مستقل نیست.
جمعبندی و توضیح کامل مغابن
واژه «مغابن» یک جمع مکسر عربی از ریشه «غ ب ن» است که به معنای پنهان کردن و پوشانیدن میباشد. در اصطلاح لغوی، پزشکی کهن و فقهی، مغابن به مناطقی از بدن انسان مانند کشاله ران و زیر بغل گفته میشود که به دلیل تاشدگی اندامها حالت چینخورده داشته و مخفی هستند.
این کلمه گرچه ریشه عربی دارد، اما در متون کهن فارسی و کتابهای طب سنتی و فقهی به وفور دیده میشود؛ برای نمونه در احکام فقهی مرتبط با تکفین میت، به استحباب مالیدن کافور به این نواحی (مغابن) اشاره شده است. خود واژه در قرآن نیامده ولی با سوره تغابن همریشه است.