یعنی چه
واژه «استصرخ» فعلی از باب استفعال است که بر طلب و درخواست دلالت دارد. این کلمه به معنای آن است که کسی در اوج سختی، ترس یا درماندگی، با صدای بلند و فریاد از دیگری درخواست کمک و فریادرسی کند.
در جدول
در جدولهای متقاطع و شرح در متن، پاسخ این کلمه با توجه به تعداد حروف (۶ حرف) خودِ «استصرخ» است و به عنوان معادل میتوان از فریادخواهی یا استغاثه نیز استفاده کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی عباراتی که مفهوم فریادخواهی و طلب امداد در حالت اضطرار را برسانند به عنوان معادل به کار میروند.
به عربی
این واژه خود ریشه اصیل عربی دارد و از فعل ثلاثی مجرد «صرخ» به معنی بانگ زد مشتق شده است. واژههای استغاث و استنجد از نزدیکترین هممعنیهای آن در عربی هستند.
به فارسی
در برگردان دقیق به زبان فارسی، این واژه به معنی فریادخواهی کردن، کسی را به فریادرسی خواندن و طلب نجدت و یاری کردن در حالت فزع و ترس شدید ترجمه میشود.
در قرآن
این کلمه در قرآن کریم در سوره قصص آیه ۱۸ به صورت فعل مضارع «يَسْتَصْرِخُهُ» در داستان حضرت موسی (ع) به کار رفته است؛ آنجا که میفرماید: «فَإِذَا الَّذِي اسْتَنْصَرَهُ بِالأَمْسِ يَسْتَصْرِخُهُ» یعنی همان کسی که دیروز از او یاری خواسته بود، بار دیگر با فریاد و زاری از او کمک میخواست.
جمعبندی و توضیح کامل استصرخ
واژه «استصرخ» یک فعل وامگرفته از زبان عربی و باب استفعال است که ریشه اصلی آن به «ص ر خ» (به معنی فریاد زدن و بانگ کشیدن) بازمیگردد. ورود این کلمه به باب استفعال، معنای طلب و درخواست را به آن بخشیده و در نتیجه مفهوم دقیق آن «طلب یاری کردن همراه با فریاد و فزع» است.
این کلمه در ادبیات دینی و قرآنی، تجسمبخش حالت اضطرار، درماندگی شدید و نهایت نیاز یک انسان به فریادرس است. مصداق بارز کاربرد آن در قرآن، در داستان مصاحبت حضرت موسی و فرد بنیاسرائیلی آمده که در اوج ترس و هراس، مجدداً با فریاد بلند از موسی (ع) تقاضای کمک میکند.
در ساختار کلامی و لغوی، همخانوادههای این واژه مانند صراخ، مستصرخ و اصراخ همگی پیرامون محور مفاهیمی چون دادخواهی، فریادرس بودن یا کمکخواهی میچرخند و متضاد مفهومی آن را میتوان خذلان (یاری نکردن و رها کردن) یا اصراخ (به داد کسی رسیدن) دانست.