یعنی چه
خروش در زبان فارسی به معنای صدا و بانگ بسیار بلند، فریاد ناشی از خشم یا اندوه، غریو و هیاهو است. این واژه همچنین برای توصیف جوشش، تلاطم و حرکت پرقدرت امواج دریا یا جریان آب (خروش دریا) به کار میرود.
مترادف
واژههای هممعنی خروش شامل کلماتی هستند که بر صداهای بلند، اعتراض یا تلاطم دلالت دارند.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ واژه «خروش» دقیقاً یک کلمه ۴ حرفی است. بسته به تعداد حروف طراح جدول، کلمات هممعنی مانند غریو یا فریاد نیز میتوانند مد نظر باشند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافت متن، از واژههای متفاوتی برای خروش استفاده میشود؛ مثلاً برای خروش دریا و شیر از Roar و برای هیاهوی جمعیتی از Clamor استفاده میکنند.
به عربی
در زبان عربی واژههای متعددی معادل خروش هستند. برای مثال «هدیر» دقیقاً برای خروش امواج آب یا صداهای سهمگین مشابه به کار میرود.
به فارسی
خروش یک واژه کاملاً اصیل و ریشهدار فارسی است که در پارسی میانه (پهلوی) به صورت xrōš به معنای بانگ و فریاد به کار میرفته و با واژه اوستایی -xruis همریشه است. کلماتی مانند خروشیدن، خروشان و خروشنده از مشتقات فارسی آن هستند.
نماد چیست
در ادبیات فارسی، حماسی و عرفانی، خروش نماد حرکت، پویایی، اعتراض علیه ستم، بیداری اجتماعی و طغیانگری است. همچنین در توصیف عناصر طبیعت مانند دریا، خروش نماد قدرت بیمهار، زنده بودن و تلاطم درونی به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل خروش
واژه «خروش» یکی از کلمات اصیل، پرطنین و کهن زبان فارسی است که ریشه در پارسی میانه دارد. این کلمه در وهله اول بر هرگونه صدای بلند، فریاد شدید، غوغا و نعره دلالت میکند که میتواند ناشی از خشم، اندوه یا هیجان عمیق باشد. علاوه بر انسان، این واژه پویایی عجیبی در توصیف پدیدههای سرکش طبیعت نظیر طوفان، سیل و امواج دریا دارد و جوشش و تلاطم آنها را به زیبایی تصویر میکشد.
در قلمرو ادبیات فارسی، خروش فراتر از یک صدای ساده، به یک نماد برجسته تبدیل شده است. در حماسههایی چون شاهنامه، خروش لشکر و قهرمانان مظهر شجاعت و ابهت است و در شعر معاصر و عرفانی، نمادی از بیداری، پویایی، اعتراض به سکون و طغیان درونی علیه بیدادگری به شمار میرود. متضاد اصلی این واژه پرانرژی، سکوت و خاموشی است.