یعنی چه
در اصل به چوبی گفته میشد که در بینی شتر میکردند و ریسمانی به آن میبستند تا او را هدایت کنند. امروزه این واژه بیشتر در معنای مجازی و انتزاعی به کار میرود؛ مانند مهار تورم، مهار آتش یا مهار نفس که همگی دلالت بر تحت کنترل درآوردن و مدیریت یک وضعیت دارند.
متضاد
هم خانواده
نکته: واژه «مهارت» از ریشه عربی «مهر» است و با واژه «مهار» همخانواده نیست.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه در زبان فارسی با فتح میم (مَـ) است.
در جدول
کلمه مهار دقیقاً ۴ حرف دارد و در جدولهای کلمات متقاطع معمولاً به عنوان هممعنی افسار، لگام یا ابزار کنترل شتر پرسیده میشود.
به انگلیسی
به عربی
به فارسی
برگردانهای اصیل و واژههای جایگزین فارسی مهار شامل کلماتی چون افسار، پلاهنگ، لگام و دهنه برای ابزار فیزیکی، و واژههایی مانند بازدارندگی و جلوگیری برای مفاهیم انتزاعی است.
جمعبندی و توضیح کامل مهار
واژه «مهار» در اصل ریشه در فرهنگ کهن دارد و به ابزاری فیزیکی (مانند چوب و ریسمان) برای هدایت و رام کردن حیوانات سرکش، به ویژه شتر، اطلاق میشده است. این واژه با ورود به زبان و ادبیات فارسی، سیر تطور معنایی جالبی را طی کرده و از یک ابزار مادی به یک مفهوم عمیق انتزاعی و کنایی تبدیل شده است.
در جامعه امروز، مهار بیشتر در معنای مدیریت، پیشگیری و تسلط بر بحرانها یا پدیدههای طغیانگر به کار میرود؛ چنانکه عبارتهایی نظیر مهار بیماری، مهار آتشسوزی و مهار تورم در زبان روزمره فراوان شنیده میشوند. این سیر نشاندهنده پویایی واژه در انتقال مفهوم «کنترل و هدایت» از دنیای فیزیکی به ساختارهای اجتماعی و اقتصادی است.
علاوه بر این، مهار در ادبیات عرفانی و اخلاقی نمادی از خویشتنداری، عقلانیت و تسلط روح بر خواهشهای نفس اماره است. اگرچه این کلمه به صورت صریح در قرآن نیامده، اما مفاهیم متناظر با آن مانند کظم غیظ (مهار خشم) و تقوا، کاملاً با نمادشناسی مهار در فرهنگ اسلامی و ایرانی همخوانی دارند.