یعنی چه
«بمان» دوم شخص مفرد امر از فعل ماندن است. این واژه در زبان فارسی برای درخواست یا دستور به توقف، عدم ترک محل، استقامت، پایدار بودن و صبر کردن به کار میرود.
مترادف
کلمات فوق همگی در متون مختلف میتوانند به عنوان جایگزین معنایی برای فعل امر بمان استفاده شوند.
متضاد
این واژهها مفهوم مقابل و معکوس ماندن و پایداری در یک مکان یا حالت را میرسانند.
هم خانواده
واژههای مشتق و همریشه با بمان که همگی مفهوم بقا، دوام و استقرار را در خود دارند.
ریشه
این واژه در زبان پهلوی به صورتهای «مانیشتن» و «مانیشن» وجود داشته و ریشه در واژه اوستایی man دارد. همچنین با واژه لاتین Maneo به همین معنی همریشه است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «امر به ماندن» یا «توقف کن»، واژه ۴ حرفی «بمان» قرار میگیرد.
به انگلیسی
رایجترین کلمات در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم امر به ماندن یا حفظ موقعیت.
به عربی
افعال امر عربی که بسته به موقعیت و لحن کلام، معنای ماندن، اقامت کردن و ثبات را منتقل میکنند.
به ترکی
فعلهای امر در زبان ترکی استانبولی که به معنی ماندن و ایستادن هستند.
جمعبندی و توضیح کامل بمان
واژه «بمان» فعل امری ریشهدار در زبان فارسی است که از مصدر ماندن ساخته شده و ریشههای آن به زبانهای ایران باستان بازمیگردد. این کلمه به طور مستقیم به معنای درخواست برای توقف، سکون، اقامت در یک مکان یا حفظ یک وضعیت خاص است و در برابر واژههایی چون «برو» و «حرکت کن» قرار میگیرد.
از نظر ابعاد فرهنگی و ادبی، بمان فراتر از یک دستور حرکتی ساده است؛ این واژه بار معنایی عمیقی چون وفاداری، پایداری، مقاومت و حفظ اصالت را به دوش میکشد. در شعر و ادبیات فارسی، دعوت به ماندن معمولاً نشانهای از دلبستگی، استقامت در برابر سختیها یا پایداری در عشق و وطنپرستی است.
اگرچه خود لفظ فارسی «بمان» در متون مقدس غیرفارسی مانند قرآن دیده نمیشود، اما مفاهیم همارز آن در قالب افعالی مانند درنگ کردن و آرام گرفتن بارها مورد تاکید قرار گرفته است. این واژه در کاربردهای روزمره، حل جدول و تبادلات زبانی با زبانهای دیگر نیز جایگاهی کلیدی و پرکاربرد دارد.