یعنی چه
واژه سرگران یک صفت مرکب کنایی در زبان فارسی است که در متون کهن و ادبی به چند معنای محوری به کار رفته است؛ نخست به معنی کسی که به دلیل خشم، ناراحتی یا دلخوری رویش را برمیگرداند و رنجیده است، دوم به معنی فرد متکبر و مغروری که با بیاعتنایی و سرسنگینی با دیگران رفتار میکند، و سوم به معنی کسی که به دلیل نوشیدن شراب یا خوابآلودگی، سرش سنگین شده و حالت مستی و خماری دارد.
تلفظ
این واژه از دو جزء «سَر» (با فتح س) و «گِران» (با کسر گ، به معنی سنگین) ترکیب شده است و به صورت سَرگِران تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول کلمه «سرگران» است که دقیقاً ۶ حرف دارد. بسته به راهنمای جدول، کلمات مترادفی مثل خشمگین، سرسنگین، رنجیده و متکبر نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی واژه سرگران کاملاً به بافت معنایی متن بستگی دارد؛ برای معنای دلخوری و عبوس بودن از Sullen، برای کبر و غرور از Proud یا Haughty، و برای حالت سنگینی سر ناشی از مستی از معادلهایی مانند Tipsy استفاده میشود.
در قرآن
واژه سرگران یک ترکیب اصیل فارسی (پهلوی-فارسی) است و به همین دلیل به صورت مستقیم یا در قالب معرب در متن قرآن مجید وجود ندارد و غیرمستعمل است.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی، بهویژه در اشعار شاعرانی چون حافظ و سعدی، سرگران بودن معشوق کنایه و نمادی از بیاعتنایی، غرور، ناز و جفای او نسبت به عاشق است. همچنین در بافتی دیگر، نماد حالت بیخودی، مستی و سنگینی سرِ مستان در فضایی مانند خرابات است.
جمعبندی و توضیح کامل سرگران
واژه فارسی و اصیل «سرگران» از ترکیب دو جزء «سر» و «گران» (به معنی سنگین) ساخته شده است. این واژه در اصل به حالت سنگینی سر اشاره دارد که به عنوان یک کنایه جذاب در زبان و ادبیات فارسی توسعه یافته است. در رفتارشناسی اجتماعی، این سنگینی سر به فردی اطلاق میشود که از روی خشم، ناراحتی یا کبر و غرور، سرش را بالا نگه میدارد و از توجه یا التفات به دیگران خودداری میکند.
از سوی دیگر، در ادبیات عرفانی و طربانگیز فارسی، سرگران کاربرد متمایز دیگری نیز دارد که به حالت خماری، بدمستی یا سنگینیِ ناشی از خواب و شراب اشاره میکند. این واژه با بار معنایی ظریف خود، نماد بارزی از رفتار معشوق جفاپیشه و نازپرورده در برابر عاشق دلخسته است و تبلور آن را میتوان در اشعار اساتید سخن همچون سعدی و حافظ به وضوح مشاهده کرد.