یعنی چه
تعاقر در اصل به معنی همچشمی و مسابقه دادن دو یا چند نفر در بریدن پای (پی کردن) شتران است تا به این وسیله میزان بخشندگی، ثروت و بزرگی خود را به رخ دیگران بکشند. این رسم در میان اعراب دوران جاهلیت رواج داشت. همچنین در متون کهن به معانی دیگری چون بارش پیدرپی باران، انباشت چربی در بدن شتر ماده و دراز شدن گیاه نیز آمده است.
تلفظ
این واژه به صورت تَعاقُر (تَ - عا - قُ - ر) تلفظ میشود و مصدر باب تفاعل از ریشه عربی عقر است.
به انگلیسی
برای مفهوم اصلی و جاهلی آن از عباراتی که به رقابت در کشتن شترها اشاره دارند استفاده میشود و برای معنای طبیعی آن واژه باران مداوم به کار میرود.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و در منابع لغوی عرب به عنوان مصدر باب تفاعل شناخته میشود.
به فارسی
در زبان فارسی معادل تککلمهای دقیقی برای رسم تعاقر وجود ندارد و معمولاً به صورت عبارات وصفی مانند «همچشمی در کشتار دامت بار» یا «مفاخرهآمیزی در بخشش اسرافکارانه» ترجمه میشود. در معنای ثانویه نیز به «بارش پیدرپی» یا «فربهشدن» برگردانده میشود.
در قرآن
عین واژهٔ «تعاقر» در متن قرآن کریم به کار نرفته است؛ اما فعل همخانواده آن یعنی «عَقَرُوا» (به معنی پی کردند و کشتند) در داستان قوم ثمود و نابود کردن ناقه صالح (ع) ذکر شده است؛ مانند آیه ۷۷ سوره اعراف: «فَعَقَرُوا النَّاقَةَ وَعَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ».
نماد چیست
این واژه در فرهنگ جاهلی نمادی از خودنمایی، ثروتاندوزی برای فخرفروشی، اسرافکاری افراطی و جاهطلبی قبایلی بود. در معنای طبیعی و کهن دیگر خود، نمادی از فزونی، تداوم و انباشتگی در طبیعت (مانند باران و گیاه) به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل تعاقر
واژه «تعاقر» یک مصدر عربی از ریشه (ع ق ر) در باب تفاعل است که در فرهنگ لغوی دو لایه معنایی متفاوت دارد. معنای شاخص و تاریخی آن، به یک رسم در میان اعراب جاهلی اشاره دارد که در آن افراد برای اثبات بزرگی و بخشندگی خود، در پی کردن و کشتن شتران با یکدیگر رقابت و همچشمی میکردند. این رفتار به دلیل آمیخته بودن با اسراف و خودنمایی، در احادیث اسلامی (از جمله حدیث نبوی) مورد نهی قرار گرفته است.
از سوی دیگر، در متون کهن لغوی معانی طبیعی دیگری نیز برای این واژه ذکر شده که شامل بارش پیدرپی و مداوم باران، تجمع چربی در بدن شتر ماده و رشد انبوه گیاهان است. این واژه در فارسی امروزی کاربرد زنده ندارد و بیشتر در متون تاریخی، فقهی و لغتنامههای کهن به چشم میخورد.