یعنی چه
برف توده ای از بلورهای ریز یخ است که در فصل سرما از آسمان می بارد. این پدیده طبیعی زمانی رخ می دهد که بخار آب در طبقات بالای جو به دمای زیر نقطه انجماد می رسد و مستقیماً به کریستال های منجمد و شش پر تبدیل می شود.
تلفظ
این واژه در فارسی امروزی به صورت [barf] (بَ رف) تلفظ می شود. ریشه تاریخی آن در زبان اوستایی به صورت vafra و در زبان پهلوی (پارسی میانه) به صورت wafr بوده است که به مرور زمان به شکل کنونی درآمده است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این پدیده جوی و بارش سفیدرنگ از واژه Snow استفاده می شود.
به عربی
در زبان عربی به برف «ثلج» می گویند که جمع تکسیر آن نیز واژه «ثلوج» می شود.
به ترکی
مردمان ترک زبان برای این واژه از ریشه یکسانی استفاده می کنند که در لهجه استانبولی به صورت Kar و در لهجه آذری به صورت Qar تلفظ و نگارش می شود.
در قرآن
واژه صریح «ثلج» در قرآن کریم به کار نرفته است؛ اما در آیه ۴۳ سوره مبارکه نور به پدیده های جوی مشابه و منجمد مانند «بَرَد» (تگرگ) اشاره شده است که می فرماید: «...و یُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ جِبَالٍ فِیهَا مِنْ بَرَدٍ...» (و از آسمان، از ابرهایی که همچون کوه هایی هستند، تگرگ نازل می کند).
نماد چیست
برف در ادبیات منظوم و فرهنگ عامه، نماد برجسته ای از پاکی مطلق، معصومیت، صلح و یکرنگی است. همچنین به دلیل رنگ سفیدش گاهی به سپیدی موی و دوران پیری تشبیه می شود و از سوی دیگر، سرمای آن مظهر خزان، رکود و مرگ موقت طبیعت به شمار می رود.
جمعبندی و توضیح کامل کلمه برف
واژه برف یکی از اصیل ترین کلمات زبان های هندواروپایی و فارسی است که ریشه در اوستایی و پهلوی دارد. این واژه معرف بارشی زیبا و منجمد است که نقش حیاتی در ذخیره منابع آبی و طراوت زمین در فصل بهار ایفا می کند.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، برف فراتر از یک پدیده آب و هوایی، دست مایه تصویرسازی های شاعرانه بزرگی بوده است. این پدیده هم زمان حس آرامش، سپیدی و نوسازی طبیعت را زنده می کند و در عین حال یادآور عظمت آفرینش و تغییر فصول است.