یعنی چه
ظاهربین به فردی اشاره دارد که قضاوتها، دیدگاهها و برداشتهای خود را تنها بر پایه شکل و صورت بیرونی افراد یا پدیدهها بنا میکند. این فرد از درک عمق، باطن و حقیقت موضوعات عاجز است و معمولاً دچار زودداوری میشود.
مترادف
واژههای فوق همگی بر عدم توجه به عمق و حقیقت یک موضوع و اکتفا به پوسته بیرونی آن دلالت دارند.
تلفظ
این کلمه از دو بخش «ظاهر» (عربی) به کسرِ هاء و «بین» (فارسی، بن مضارع دیدن) تشکیل شده است.
در جدول
در کلمات متقاطع، کلمه ۷ حرفی «ظاهربین» به عنوان پاسخ واژههایی چون سطحینگر یا صورتبین به کار میرود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژه Superficial دقیقترین معادل برای توصیف ویژگیهای شخصیتی یا دیدگاههای ظاهربینانه است.
به عربی
در زبان عربی معاصر از کلمه السطحي برای این مفهوم استفاده میشود. همچنین واژه ظاهری در تاریخ فقه به مکتبی خاص اشاره دارد.
به فارسی
در برگردان خالصتر این واژه در زبان فارسی، میتوان از ترکیبهایی مانند صورتبین یا ژرفنابین استفاده کرد که به خوبی عدم درک حقیقت را میرسانند.
جمعبندی و توضیح کامل ظاهر بین
واژه ظاهربین یک صفت فاعلی مرکب مرخم در زبان فارسی است که از ترکیب واژه عربی «ظاهر» و بن مضارع فارسی «بین» ساخته شده است. این اصطلاح در ادبیات اخلاقی و عرفانی ما جایگاه ویژهای دارد و به افرادی اطلاق میشود که مجذوب جلوههای فریبنده و بیرونی دنیا یا انسانها شده و از سیر در باطن و پی بردن به حقایق عمیق باز میمانند.
در فرهنگ معتبر لغتنامههایی چون دهخدا و معین، این کلمه دقیقاً معادل سطحینگری معنا شده است. حافظ شیرازی نیز در اشعار خود بارها از تقابل زاهد ظاهرپرست یا ظاهربین با حقیقتبینان یاد کرده است. این مفهوم در قرآن کریم نیز به صورت نکوهشِ کسانی که تنها به «ظاهراً من الحیاة الدنیا» بسنده کردهاند، مورد توجه قرار گرفته است.