معنی
این کلمه فعل ماضی ساده (گذشته) برای سوم شخص مفرد است و به عمل ربودن مال دیگری در نهان، یا پنهان کردن چیزی (مانند دزدیدن نگاه و چشم) اشاره دارد.
یعنی چه
در مفهوم عامیانه و لغوی یعنی فردی بدون رضایت صاحبان مال، کالایی را به نفع خود تصاحب کرده یا نگاه و توجه خود را از روی حیا یا پنهانکاری از کسی دریغ کرده است.
مترادف
این کلمات در متون مختلف میتوانند به جای فعل دزدید استفاده شوند.
متضاد
افعالی که بر خلاف دزدیدن، به معنای اعطا یا بازگرداندن مال به صاحبش هستند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با ضمه روی حرف دال اول، سکون زاء، کسره دال دوم و سکون یاء و دال آخر انجام میشود.
در جدول
در سوالات جدول کلمات متقاطع، اگر نشانهای برای فعل ماضی ۵ حرفی به معنی سرقت کردن خواسته شود، پاسخ دزدید است.
به انگلیسی
بسته به نوع و میزان سرقت، از معادلهای متفاوتی در زبان انگلیسی استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی فعل سَرَقَ دقیقترین معادل برای دزدید در زمان ماضی است.
به ترکی
در ترکی استانبولی فعل ماضی چالدی برای بیان مفهوم دزدیدن به کار میرود.
به فارسی
واژه دزدید کاملاً پارسی اصیل است؛ در زبان پهلوی (فارسی میانه) به صورت duzd بوده که ریشه بخش اول آن (دز/دژ) به معنای بزه و کار زشت است.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و ادبیات، دزدید نماد خیانت در امانت و تاریکی است. البته در ادبیات عرفانی و عاشقانه، به صورت استعاری برای دزد دل یا ربودن هوش و دین عاشق توسط معشوق نیز کاربرد دارد.
جمعبندی و توضیح کامل دزدید
واژه «دزدید» یک فعل ماضی ساده (گذشته) در زبان فارسی است که ریشه در واژه پهلوی duzd دارد. این کلمه به معنای برداشتن مال یا شیء پنهانی و بدون اجازه صاحب آن است. علاوه بر معنای مادی، در عبارات کنایی مانند «دزدیدن نگاه» به معنی چشم چرخاندن مخفیانه یا از روی حیا نیز به کار میرود.
از نظر ریشهشناختی، جزء اول این کلمه یعنی «دژ» یا «دز» معنای زشتی، بزه و بدی را افاده میکند که نشاندهنده نگاه منفی جامعه از دیرباز به این کنش اخلاقی و اجتماعی بوده است. این فعل پنجحرفی کاربرد گستردهای در متون ادبی، معماها و جداول کلمات متقاطع دارد.
در فرهنگهای مختلف و متون مذهبی مانند قرآن کریم، گرچه خود این فعل فارسی وجود ندارد، اما مفهوم محوری آن یعنی سرقت (با واژههایی چون السارق و سرق) به وفور مورد بحث قرار گرفته و احکام آن تبیین شده است. در ادبیات فارسی نیز مفاهیمی همچون رهزنی دل و دین توسط معشوق، بار استعاری زیبایی به این واژه بخشیده است.