یعنی چه
تفرقه افتادن به معنای به وجود آمدن اختلاف، پریشانی، دودستگی و از بین رفتن اتحاد و همدلی میان افراد یک خانواده، گروه یا جامعه است به طوری که یکپارچگی آنها از هم بپاشد.
تلفظ
تلفظ این عبارت به صورت [تَ فَرْ رُ قِ اِ ت ا دَ نْ] است که واژه اول ریشه عربی دارد و فعل بعد از آن فارسی است.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، برای این مفهوم معادلهایی چون شقاق، نفاق، دودستگی، انشقاق، پراکندگی و تشتت به کار میرود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به متن و شدتِ جدایی، از واژههای متنوعی برای رساندن مفهوم تفرقه و از هم پاشیدگی استفاده میشود.
به عربی
ریشه این واژه عربی است و در این زبان کلماتی مانند تفرق و شقاق دقیقاً همین مفهوم دودستگی و از بین رفتن اتحاد را افاده میکنند.
نماد چیست
در فرهنگ عامه نماد رسمی و مستقلی برای تفرقه وجود ندارد؛ اما در تمثیلهای سیاسی و ادبی، «روباه» به خاطر مکر و استراتژی «تفرقه بینداز و حکومت کن» و گاهی «موش» به دلیل جویدن طنابهای وحدت، به عنوان نمادهای عامل تفرقه شناخته میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل تفرقه افتادن
عبارت «تفرقه افتادن» به معنای بروز شکاف، دودستگی و از بین رفتن انسجام و یکپارچگی در میان یک جمع است. ریشه کلمه تفرقه از زبان عربی (فرق) گرفته شده و به ذات خود دلالت بر جدایی و پریشانی دارد. این مفهوم در فرهنگها و ادیان مختلف، به ویژه در قرآن کریم (با واژههایی چون لاتفرّقوا)، به شدت نهی شده و پایهگذار سستی و فروپاشی جامعه دانسته شده است.
در کاربردهای روزمره و ادبی، معادلهایی چون شقاق، نفاق، تشتت و انشقاق برای آن به کار میرود و در فضای سیاسی نیز یادآور کلیدواژه استعماریِ «تفرقه بینداز و حکومت کن» است که نماد مکر و حیلهگری به شمار میرود.