یعنی چه
این واژه صفت مفعولی مرکب است و دو معنای اصلی دارد: نخست به معنای کسی یا لشکری است که در جنگ، رقابت یا مسابقه باخته و مغلوب شده است (هزیمتیافته). دوم در خصوص اشیاء، ظروف یا دیواری به کار میرود که دچار شکستگی، شکاف یا ترک شده و آسیب دیده باشد.
تلفظ
تلفظ دقیق این واژه به صورت شِ کَ سْ تْ (با سکون سین و تاء) و یاف تِه (با کسره تاء پایانی) است که در زبان فارسی به عنوان یک صفت مرکب ادا میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه «شکست یافته» دقیقاً ۹ حرف دارد. از طراحان جدول ممکن است به عنوان راهنما از کلماتی چون مغلوب، منهزم، باخته یا ماتمزده استفاده کنند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به سیاق کلام، برای مفهوم مغلوب شدن از واژههای Defeated و Vanquished و برای اشیاء صدمهدیده و دارای ترک از واژه Broken استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی معادل دقیق شکستیافته در میدان نبرد و مسابقه کلماتی چون مغلوب و منهزم است. در قرآن کریم نیز ریشه این مفاهیم به کار رفته است؛ مانند آیه «غُلِبَتِ الرُّومُ» که به معنی شکست یافتن رومیان است.
به فارسی
این واژه از نظر ریشهشناسی یک کلمه فارسی اصیل است که از ترکیب اسم مرخم «شکست» (از مصدر پهلوی/پارسی میانه škastan) و صفت مفعولی «یافته» (از مصدر یافتن) تشکیل شده است. مترادفهای فارسی آن شامل باخته، ناکام و همخانوادههای آن شکستن، شکستگی و شکننده است.
جمعبندی و توضیح کامل شکست یافته
واژه «شکستیافته» یک صفت مفعولی مرکب و اصیل در زبان فارسی است که در دو قلمرو معنایی کاملاً مجزا کاربرد دارد. در مفهوم اول، این کلمه بار معنایی حماسی، نظامی یا رقابتی دارد و به لشکر، فرد یا تیمی اشاره میکند که در نبرد یا مسابقهای تن به شکست داده، باخته و مغلوب طرف مقابل شده است. این وجه از معنا همتراز با واژگانی چون منهزم و مقهور است.
در وجه دوم، این کلمه کاربردی مادی و فیزیکی دارد و برای توصیف اشیاء، ظروف، ابزارها یا دیوارهایی به کار میرود که به دلیل ضربه یا فشار، دچار ترکخوردگی، شکاف یا انکسار شدهاند اما ممکن است هنوز کاملاً از هم نپاشیده باشند. این واژه در ادبیات فارسی نمادی از خزان، فروپاشی یا تسلیم نیز قلمداد میشود.