یعنی چه
منسرح در لغت به معنای کسی است که جامهاش را درآورده و عریان شده، یا اسبی که به آسانی و سرعت حرکت میکند. در اصطلاح ادبیات، نام یکی از بحور شعر (بحر منسرح) است که به دلیل روانی و خوشاهنگی به این نام خوانده میشود.
تلفظ
این واژه به صورت مُنسَرِح (با ضمه م، فتح س و ر، و کسر ح) تلفظ میشود و اسم فاعل از باب انفعال در زبان عربی است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، واژه منسرح به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «برهنه»، «اسب تیزرو» یا «از بحور عروضی» با ۵ حرف به کار میرود.
به انگلیسی
برای مفاهیم لغوی آن از کلماتی چون Naked و Swift استفاده میشود و در اصطلاح تخصصی ادبیات و شعر، عیناً به صورت Munsarih ترانویسی میگردد.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی و مشتق از ریشه (س - ر - ح) در باب انفعال است که در زبان مبدأ نیز به همان معنای لغوی و عروضی به کار میرود.
به فارسی
برگردانها و معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل کلماتی چون برهنه، عریان، تیزرو، سبکبار و پادرازکرده است که بسته به متنِ کاربرد، معنای آن مشخص میشود.
جمعبندی و توضیح کامل منسرح
واژه مُنسَرِح در اصل یک لغت عربی از ریشه (س-ر-ح) است که به معنای برهنه، عریان و موجودی که به آسانی و سرعت حرکت میکند (مانند اسب تیزرو) به کار میرود. این واژه در زبان فارسی بیشتر کاربرد تخصصی و ادبی دارد.
در قلمرو ادبیات و عروض، «بحر منسرح» یکی از بحور روان و مطبوع شعر فارسی و عربی است که وزن اصلی آن بر پایه ارکان $مستفعلن مفعولات مستفعلن مفعولات$ استوار است. علت این نامگذاری، روانی، سبکی و رهایی آهنگ آن است که به بیرون آمدن جامه از تن یا دویدن آسان اسب تشبیه شده است.
اگرچه این لفظ با ساختارِ دقیقِ خود در متن قرآن کریم نیامده، اما همخانوادههای آن در آیات قرآنی به مفاهیمی چون رها کردن گله یا طلاق و رها ساختن پسندیده زن اشاره دارند.