یعنی چه
این واژه در زبان فارسی برای توصیف ابعاد فیزیکی (مانند اندازه و وسعت یک جسم) و همچنین مفاهیم معنوی و اخلاقی (مانند بزرگواری، کرامت، شرافت و عالیرتبه بودن) به کار میرود. در فرهنگهای لغت از جمله فرهنگ عمید، این کلمه به سه مفهوم عمدهٔ بزرگ بودن، سروری و توانایی و شوکت معنا شده است.
مترادف
این واژهها در متون ادبی و عرفانی بسته به سیاق متن میتوانند به عنوان جانشین کلمه بزرگی استفاده شوند.
متضاد
این کلمات نشاندهنده ابعاد کوچک فیزیکی یا مرتبه پایین در مفاهیم اخلاقی و اجتماعی هستند.
هم خانواده
تمام این کلمات از ریشه زبانی یکسانی مشتق شدهاند و معنای ستبر بودن، محترم بودن یا سن بالا را در خود دارند.
تلفظ
این واژه از واژهٔ بزرگ در فارسی میانه (wuzurg) و فارسی باستان (vazarka) به همراه پسوند مصدری «ـی» ساخته شده است.
در جدول
پاسخ دقیق برای پرسشِ پنج حرفی در جدول کلمات متقاطع، خودِ واژهٔ «بزرگی» است.
به انگلیسی
بسته به اینکه واژه در متون علمی (مانند زلزلهشناسی) یا متون ادبی استفاده شود، معادل انگلیسی آن تغییر میکند.
به عربی
در زبان عربی مفاهیم متعددی برای تفکیک بزرگی فیزیکی، سن و سال و جایگاه معنوی وجود دارد.
جمعبندی و توضیح کامل بزرگی
واژهٔ «بزرگی» یکی از کلیدیترین اصطلاحات در زبان و ادبیات فارسی است که ریشه در پارسی میانه و باستان دارد. این کلمه ترکیبی از واژهٔ ریشهدار «بزرگ» و پسوند حاصلمصدر «ـی» است. بزرگی دلالت بر دو جنبهٔ کاملاً متمایز دارد؛ از یک سو مفهوم مادی و فیزیکی مانند حجم، ابعاد، وسعت و سن را متبادر میکند و از سوی دیگر، بار معنایی معنوی، اخلاقی و مرتبهای نظیر جلال، شکوه، کرامت، سروری و شرافت را به دوش میکشد.
در حوزه نمادشناسی و فرهنگ اسلامی، مفهوم بزرگی با نمادهای طبیعیِ استواری همچون کوه یا اقتداری مانند شیر تصویر میشود. همچنین در قرآن کریم، اگرچه خود واژهٔ فارسی بزرگی به کار نرفته، اما ریشههای معادل آن مانند «کبر» بارها برای توصیف نامها و صفات خداوند (مانند الکبیر و المتکبر) و عظمت مطلق الهی (کبریاء) مورد استفاده قرار گرفته است؛ امری که جایگاه والای این مفهوم را در نگرش توحیدی و ادبی بروشنی آشکار میسازد.