یعنی چه
این واژه در ادبیات فارسی به معنای دعوت به معرفت، دانایی و دست یافتن به حقیقت یک امر یا شناسایی یک فرد است. در متون کهن به معنای تفکیک حق از باطل یا بازشناختن سره از ناسره نیز کاربرد فراوان داشته است.
مترادف
واژههای فوق همگی در سیاق امر به فهمیدن، تفکیک کردن و به یاد آوردن با کلمه «بشناس» همپوشانی معنایی دارند.
متضاد
این کلمات مفاهیم مقابلِ شناختن، آگاهی یافتن و اقرار کردن به معرفت را میرسانند.
جمله سازی
تلفظ
این واژه از پیشوند امری «بِـ» با حرکت کسره و بن مضارع «شناس» (شین ساکن، نون مفتوح و الف ممدود) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، هرگاه راهنمای سؤال «امر به شناختن» یا «تشخیص بده ۵ حرفی» باشد، پاسخ دقیق آن واژه «بشناس» است.
به انگلیسی
بسته به لحن و موقعیت جمله، میتوان از هر یک از این افعال امری در زبان انگلیسی استفاده کرد.
به عربی
در زبان عربی فعل امر «اعرف» دقیقترین معادل برای دلالت بر معرفت و شناسایی فرد یا مفهوم است.
نماد چیست
واژه «بشناس» به خودی خود نماد شیء یا مظهر مادی خاصی نیست؛ اما در ادبیات عرفانی و سلوک فکری، به عنوان نمادِ دعوت به خودشناسی، هوشیاری، بیداری از غفلت و کشف حقیقتِ هستی شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل بشناس
واژه «بشناس» یک فعل امر اصیل فارسی از مصدر شناختن است که ریشه در زبانهای ایران باستان دارد. این کلمه مخاطب را به آگاهی، درک عمیق، تمیز دادن حق از باطل و دوری از جهل دعوت میکند. در حوزه ادبیات، عرفان و روانشناسی، شناختن پایه و اساس هرگونه تغییر و معرفت درونی تلقی میشود.
این واژه پنجحرفی کاربرد گستردهای در ادبیات عامه و طراحان جدول دارد و معادلهای دقیقی چون Recognize در انگلیسی و اِعرف در عربی دارد که همگی بر مفهوم واحدِ خروج از ناشناختگی و دست یافتن به علم و بصیرت دلالت میکنند.