یعنی چه
جبران در اصل به معنای بستن و ترمیم شکستگی، اصلاح کردن و بینیاز ساختن کسی است. در کاربرد روزمره، این واژه به تلاش برای تدارک مافات، تلافی کردن آسیبها یا خسارتهای وارده و جایگزین کردن یک فقدان با یک امر مثبت اشاره دارد.
مترادف
واژههایی مانند تلافی و ترمیم دقیقترین همپوشانی معنایی را با جبران دارند، در حالی که تاوان و غرامت بیشتر در بافتهای حقوقی و مالی استفاده میشوند.
متضاد
این کلمات از نظر تقابل زبانی و معنایی در نقطه مقابل جبران قرار میگیرند؛ جایی که به جای ساختن و ترمیم، تخریب و کاهش رخ میدهد.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه سه حرفی (جبر) مشتق شدهاند و مفاهیمی چون ترمیم، مقتدر بودن، و وادار ساختن را در خود دارند.
ریشه
این واژه ریشه در زبان عربی دارد. در اصلِ لغت، «جَبْر» به معنای بستنِ استخوان شکسته و اصلاح کردن کارها همراه با تسلط و قدرت بوده است و بعدها به زبان فارسی وارد شده و معنای مصدری یافته است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، اگر راهنمای سؤال کلماتی مانند «تلافی کردن زیان»، «ترمیم شکستگی» یا «تدارک مافات» را از شما بخواهد، کلمه ۵ حرفی «جبران» پاسخ صحیح است.
به انگلیسی
بسته به اینکه جبران در بافتار مالی، حقوقی، عاطفی یا رفتاری به کار رود، معادلهای انگلیسی متفاوتی دارد که رایجترین آنها Compensation است.
به عربی
اگرچه خود کلمه ریشه عربی دارد، اما برای رساندن مفهوم «جبران کردن» در زبان عربی معاصر، بیشتر از واژههای تعویض یا تدارک استفاده میشود.
به ترکی
در ترکی استانبولی، واژه Telafi دقیقاً برای جبران کردن اشتباهات یا عقبماندگیها به کار میرود و Tazminat بار حقوقی دارد.
به فارسی
در زبان فارسی اصیل، برای رساندن مفهوم جبران میتوان از ترکیبهایی مثل «تاوان دادن»، «پاداش دادن»، «تدارک دیدن» یا واژههایی نظیر «نوساختن» و «بازآوردن» استفاده کرد.
جمعبندی و توضیح کامل جبران
واژه «جبران» ریشهای عمیق در زبان عربی (ماده جبر) دارد و در اصل به معنای بستن و ترمیم استخوانهای شکسته بوده است. این واژه پس از ورود به زبان فارسی، معنایی انتزاعیتر و گستردهتر به خود گرفت و امروزه به هرگونه تلاش برای تلافی کردن، رفع نقص، پرداخت غرامت و بازگرداندن یک وضعیت آسیبدیده به حالت اولیه و متعادل اطلاق میشود.
در فرهنگ و ادبیات، جبران مظهر امید، توازن و برقراری دوباره عدالت است؛ به این معنی که هیچ کاستی و شکستی پایان راه نیست و میتوان با تلاش یا جایگزینی مناسب، تعادل را بازگرداند. جالب اینجاست که واژه علمی «جبر» در ریاضیات (Algebra) نیز از همین ریشه گرفته شده و به معنای بازگرداندن تعادل به طرفین یک معادله است.
این واژه مصدری به صورت مستقیم در قرآن نیامده است، اما همخانوادههای آن مانند صفت الهی «الجبار» به کار رفتهاند که در یکی از زیباترین تعابیر عرفانی، به معنای «ترمیمکننده دلهای شکسته و جبرانکننده ضعفهای بندگان» است.