یعنی چه
این عبارت یک مصدر مرکب فعلی در زبان فارسی است که به معنای بیرون آوردن رخت و جامه از تن، لخت شدن یا برهنه کردن تمام یا بخشی از بدن است. در متون و زبان کهن فارسی، این مفهوم بیشتر به صورت ترکیب «جامه کندن» به کار میرفته است.
تلفظ
تلفظ واژهبهواژه این عبارت به صورت [لِبـاس / lebās] (اسم عربی) و [کَـنـدَن / kandan] (فعل اصیل فارسی) است.
در جدول
در معماها و جداول کلمات متقاطع، عبارت «لباس کندن» دقیقاً یک پاسخ ۸ حرفی را تشکیل میدهد. همچنین واژههای مترادفی چون جامه کندن یا عریان شدن نیز میتوانند به عنوان پاسخهای جایگزین مد نظر قرار گیرند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای بیان این فعل حرکتی، بسته به میزان برهنگی و لحن کلام از اصطلاحات فوق استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی، ترکیب «خلع الثیاب» به معنی درآوردن جامه و واژه «تعری» به معنی عریان شدن و برهنگی به کار میرود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی عبارت Elbise çıkarmak به معنای درآوردن لباس و فعل Soyunmak به معنای لخت شدن و برهنه شدن است.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی، لباس کندن یا جامه دریدن نمادی از وارستگی، رهایی از قید و بندهای دنیوی، سوز و گداز درونی و عریان شدن حقیقت است. در باورهای عامیانه و خوابگزاری نیز بیرون آوردن لباس کهنه نماد شفا و پاکی، و کندن ناگهانی لباس نو جلوهای از فاش شدن راز یا شرمساری به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل لباس کندن
عبارت «لباس کندن» یک مصدر مرکب فعلی در زبان فارسی است که از ترکیب واژه عربی «لباس» (به معنی پوشش) و فعل اصیل و پهلوی «کندن» (به معنی جدا کردن و بیرون آوردن) ساخته شده است. این اصطلاح در معنای متداول خود به جداسازی جامه از بدن و عریان شدن دلالت دارد و در فرهنگ و ادبیات کهن فارسی پدیدهای ملموس بوده که بیشتر با تعبیر «جامه کندن» یا «رخت کندن» از آن یاد میشده است.
از منظر فرهنگی و ریشهای، اگرچه خود این ترکیب فارسی در قرآن کریم نیامده، اما مفهوم آن در سوره اعراف به چشم میخورد؛ آنجا که به ماجرای فریب آدم و حوا توسط شیطان و برکندن لباس آنان (با واژه یَنْزِعُ) اشاره میشود. این عبارت در ساحت ادبیات و عرفان نیز از ظاهر خود فراتر رفته و به عنوان نمادی از تجرد، دگرگونی احوال درونی، فاش شدن اسرار پنهان و رهایی مطلق از تعلقات مادی و دنیوی شناخته میشود.