یعنی چه
این عبارت در زبان عامیانه به کسی اشاره دارد که به راحتی تسلیم نمیشود، مدام بحث و جدل لفظی (بگومگو) میکند، یا وقت زیادی را صرف دستوپنجه نرم کردن با یک مشکل، شیء یا موضوع پیچیده مینماید.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب عامیانه به صورت «اَهلِ کَلَنجار» است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، این عبارت ۹ حرف دارد و پاسخهای مشابه آن بر اساس تعداد حروف شامل مجادل، ستیزهجو و کلنجاررو است.
به انگلیسی
برای توصیف این ویژگی در زبان انگلیسی از واژههای فوق با توجه به لحن متن استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی اصطلاحات فوق دقیقترین معادلها برای رساندن مفهوم کلنجار رفتن و لجاجت هستند.
به فارسی
واژههای مترادف و هممعنی فارسی آن شامل ستیزهجو، مجادل، کلنجاررو، لجباز و یکدنده است. متضاد آن نیز واژههایی چون سازگار، آرام و تسلیمشونده هستند.
نماد چیست
واژه «کلنجار» در لغتنامه دهخدا به معنی خرچنگ است. اصطلاح کلنجار رفتن از نحوه حرکت، چنگ زدن و تلاش زیاد خرچنگ (با وجود پیشرفت کم) ریشه گرفته است؛ بنابراین خرچنگ نماد این مفهوم است.
جمعبندی و توضیح کامل اهل کلنجار
عبارت «اهل کلنجار» یک ترکیب وصفی و عامیانه در زبان فارسی است که برای توصیف افرادی به کار میرود که روحیهای سرسخت، لجباز یا ستیزهجو دارند. این افراد معمولاً به راحتی از مواضع خود کوتاه نمیآیند و مایلند با گفتگوهای طولانی، بحثهای فرسایشی یا درگیری با ابزارها و مسائل پیچیده، حرف خود را به کرسی بنشانند یا راهحلی پیدا کنند.
ریشه جالب این واژه به کلمه «خرچنگ» در لغتنامههای قدیمی بازمیگردد. از آنجا که خرچنگ مدام با چنگالهایش در حال تکاپو و ور رفتن با محیط اطراف است اما حرکت افقی و بازدهی کمی دارد، رفتار انسانهای بحثکننده و سروکلهزن نیز به رفتار این جاندار تشبیه شده و اصطلاح کلنجار رفتن را پدید آورده است.