یعنی چه
این عبارت یک تعبیر کنایهای کهن و اصیل در زبان فارسی است. زمانی به کار میرود که فردی مکان، غوغا یا مصلحت دیگران را رها میکند تا به زندگی، کار، مستقل شدن یا نجات خود مشغول شود. فردوسی میفرماید: «پدر گفتش اکنون سر خویش گیر / هر آن ره که میبایدت پیش گیر».
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت نواختِ بیانی اصیل فارسی «سَرِ خِویش گِرِفتَن» است که در زبان عامیانه و امروزی به صورت «سرِ خود را گرفتن» یا «سرِ خود گرفتن» نیز ادا میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای پرسشهای جدول کلماتی که به معنی پی کار خود رفتن هستند، عبارت ۱۱ حرفی «سر خویش گرفتن» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به لحن و سیاق متن میتوان از اصطلاحات فوق برای رساندن مفهوم استقلال در عمل یا پی کار خود رفتن استفاده کرد.
به عربی
در زبان عربی اصطلاحاتی که مفهوم عزمِ مسیر خود کردن و مشغول شدن به کار و بار خود را میرسانند، بهترین معادلها هستند.
به فارسی
مترادفهای دقیق این اصطلاح در زبان فارسی شامل مواردی چون راه خود را پیش گرفتن، رفع زحمت کردن و دنبال زندگی خود رفتن است. از نظر متضاد نیز میتوان به عباراتی چون پابرجا ماندن، پاپیچ شدن، یا کنگر خوردن و لنگر انداختن اشاره کرد.
جمعبندی و توضیح کامل سر خویش گرفتن
عبارت «سر خویش گرفتن» یکی از اصطلاحات و کنایات نغز و کهن زبان فارسی دری است که ریشه در ادبیات کلاسیک ما دارد و شاهدهای شعری متعددی نظیر اشعار حکیم فردوسی گواه قدمت آن است. این تعبیر کنایی به زیبایی مفهومِ استقلال رای، عزمِ مسیر خود کردن، و رها کردن امور دیگران برای پرداختن به کار و زندگی شخصی را به تصویر میکشد.
در کاربردهای امروزی، این عبارت کمی تغییر شکل داده و به صورت «سرِ خود را گرفتن» یا «پی کار خود رفتن» در مکالمات روزمره مردم جاری است. این اصطلاح فاقد ریشه نمادین تصویری یا کاربرد قرآنی بوده و صرفاً یک ساختار زبانی اصیل برای بیان یک مفهوم رفتاری و اجتماعی است.