معنی
در لغت به معنی ناپسند داشتن و وادار ساختن فرد به انجام یا ترک کاری برخلاف تمایل باطنی او است. در اصطلاح فقهی و حقوقی نیز به اعمالی گفته میشود که اراده فرد را تحت تأثیر تهدید و ترس مغلوب کند، هرچند اختیار او را به طور کامل سلب ننماید.
یعنی چه
این اصطلاح زمانی به کار میرود که شخصی رضایت قلبی برای انجام کاری ندارد، اما به دلیل فشار، اجبار یا پیامدهای ناشی از تهدید دیگران، تن به انجام آن کار میدهد.
ریشه
واژهای عربی و مصدر باب افعال است که از ریشه سه حرفی «کَ رَ هَ» گرفته شده و در اصل به معنای مشقت، سختی و ناپسند داشتن یک امر است.
تلفظ
این کلمه با کسره همزه، سکون کاف، فتحه را و الف کشیده تلفظ میشود.
به انگلیسی
در متون حقوقی و عمومی انگلیسی از واژههای فوق برای رساندن مفهوم اکراه استفاده میشود.
به عربی
خود کلمه «إکراه» نیز در زبان عربی دقیقاً به همین معنا کاربرد دارد و کلماتی مانند اجبار و قسر مترادفهای آن هستند.
به فارسی
برابرها و معادلهای فارسی این واژه شامل واداشت، ناپسندی، زور، فشار، وادار کردن و بیزاری است.
جمعبندی و توضیح کامل اکراه
واژه «اکراه» در اصل یک مصدر عربی از ریشه «کره» است که ورود گستردهای به زبان فارسی، به ویژه در حوزههای ادبی، فقهی و حقوقی داشته است. معنای محوری این کلمه، ناپسند داشتن یک امر وادار شدن به انجام آن بدون رضایت باطنی و تحت فشار یا تهدیدهای بیرونی است. تفاوت ظریف اکراه با اجبار مطلق در این است که در حالت اکراه، فرد همچنان قدرت تصمیمگیری دارد اما ارادهاش تحت تأثیر ترس مغلوب شده است.
این واژه در فرهنگ اسلامی و قرآنی نیز جایگاه ویژهای دارد؛ به طوری که در آیه معروف «لا إکراه فی الدین» به این حقیقت اشاره میکند که دین و باورهای قلبی را نمیتوان با زور و فشار بیرونی به کسی تحمیل کرد. همچنین در قوانین حقوقی، اعمالی که تحت اکراه شدید انجام میشوند، ممکن است فاقد اثر قانونی یا موجبی برای رفع مسئولیت کیفری و مدنی باشند.