معنی
واژه زیرکان در زبان فارسی به عنوان حالت جمع کلمه زیرک شناخته میشود و به معنای دانایان، هوشمندان، عقلا، افراد تیزهوش، بافراست و صاحببصیرت است. همچنین در کتب جغرافیایی، نام دهی از دهستان اوجان در بخش بستانآباد تبریز نیز آمده است.
یعنی چه
این کلمه اشاره به افرادی دارد که از توانایی ذهنی بالایی برخوردارند، مسائل را به سرعت درک میکنند و در مواجهه با امور مختلف با درایت، دوزندگی و هوشیاری عمل مینمایند.
متضاد
کلماتی که رفتار یا ویژگیهای شخصیتی مقابل زیرکان (افراد کمفهم یا بیتوجه) را نشان میدهند.
هم خانواده
واژههای همریشه که بر پایه کلمه زیرک در زبان فارسی ساخته شدهاند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت زِیرَکان (zira-ka-n) با کسر راء و فتح کاف است.
در جدول
کلمه زیرکان دقیقاً دارای ۶ حرف است و در حل جدولهای متقاطع به عنوان پاسخ واژههایی نظیر دانایان یا هوشیاران کاربرد دارد.
به انگلیسی
معادلهای زبان انگلیسی که به مفهوم هوشمندی، فراست و دوزندگی گروهی از افراد اشاره دارند.
به فارسی
برگردان و جایگزینهای اصیل فارسی برای این واژه شامل کلماتی چون خردمندان، هوشمندان و باذکاوتان است.
نماد چیست
در ادبیات مکتوب و کهن فارسی (مانند اشعار فردوسی و سعدی)، واژه زیرکان نماد مشاوران خردمند، دوربین و چارهاندیش در برابر حاکمان یا در مواجهه با سختیهای روزگار است. این مفهوم خردمندی همراه با تیزهوشی و گاهی هوش همراه با حیلهگری مثبت یا سیاستمداری را تداعی میکند.
جمعبندی و توضیح کامل زیرکان
واژه «زیرکان» به عنوان حالت جمع کلمه «زیرک»، ریشه در زبان پهلوی و پارسی میانه (واژه zrak یا zīrak) دارد و از گذشتههای دور در ادبیات فارسی به معنای دانایان، هوشمندان، عقلا و افراد صاحببصیرت به کار رفته است. این واژه در فرهنگ و متون کهن نظیر شاهنامه نمادی از مشاوران چارهاندیش، عاقل و مصلحتدان است که با اتکا به هوش و درایت خود، مسیرهای درست را در شرایط دشوار مییابند.
اگرچه این کلمه به صورت مستقیم در متن قرآن کریم نیامده است، اما مفاهیم مترادف و نزدیک به آن مانند «أولوا الألباب» (صاحبان عقل و اندیشه) بارها در آیات الهی ستوده شدهاند. از نظر ساختاری، زیرکان یک کلمه کاملاً فارسی و متشکل از ۶ حرف است که در کاربردهای روزمره، حل جدول و متون تخصصی ادبی معادل اصطلاحاتی چون خردمندان و باذکاوتان قرار میگیرد.