یعنی چه
این عبارت کنایهای است از اینکه سخن، خبر، یا نامی از دهانی به دهان دیگر منتقل شده و میان مردم پخش و فراگیر شده است؛ به طوری که همگان درباره آن صحبت کنند.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب به صورت واجبستِ کلمات فارسی و عربی با سکون روی فاء و واو در واژه «افواه» انجام میشود.
در جدول
این اصطلاح در جدولهای کلمات متقاطع معمولاً به عنوان راهنمای کنایه از «شایع شدن» یا «بر سر زبانها افتادن» به کار میرود و دقیقاً ۱۳ حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به لحن متن، میتوان از اصطلاحات کنایی مربوط به زبان و دهان یا اصطلاحات مدرن فضاهای مجازی استفاده کرد.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن این مفهوم از ریشه «شیوع» یا تعابیری بهره میبرند که به قرار گرفتن سخن بر زبانهای مردم اشاره دارد.
نماد چیست
این اصطلاح واجد نماد مادی یا باستانی خاصی نیست؛ اما در ادبیات کنایی و نمادشناسی تصویری، «باد» به دلیل سرعت بالا در پخش کردن اخبار و همچنین «زبان و دهان» به عنوان ابزار فیزیکی انتقال سخن، نمادهای مرتبط با آن به شمار میروند.
جمعبندی و توضیح کامل در افواه افتادن
اصطلاح «در افواه افتادن» یک ترکیب کنایی ترکیبی از زبانهای عربی و فارسی است. واژه «افواه» در واقع جمع تکسیر «فُوه» (یا فَم) در زبان عربی به معنی «دهانها» است و ترکیب آن با فعل فارسی «افتادن»، تصویری ملموس از چرخش یک سخن میان دهانهای مختلف مردم و همهگیر شدن آن میسازد. در ادبیات کلاسیک فارسی، از جمله در اشعار سعدی شیرازی، از این تعبیر برای نشان دادن سرعت نفوذ و شهرت یک خبر یا نام استفاده شده است.
از نظر ریشهشناسی و پیشینه، هرچند خود این ترکیب فارسی در قرآن کریم وجود ندارد، اما واژه «أفواه» چندین بار در آیات قرآنی (مانند آیه ۱۵ سوره نور و آیه ۸ سوره صف) در سیاق گفتگوهای زبانی، شایعهسازی و سخنان بدون پشتوانه قلبی به کار رفته است. متضادهای این اصطلاح واژههایی چون مکتوم ماندن و در بوته فراموشی افتادن هستند که نشاندهنده پنهان ماندن یا از یاد رفتن یک موضوع است.