یعنی چه
این واژه به معنای دچار آشفتگی و نابسامانی شدن است. وقتی مو، ریسمان یا حتی اوضاع و احوال زندگی چنان درهم میپیچد که باز کردن آن دشوار میشود، از فعل گوریده شدن استفاده میکنند.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت [گُوریدَه شُدَن] است که «گوریده» صفت مفعولی از مصدر گوریدن میباشد.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این واژه با توجه به تعداد حروف (۹ حرف) خودِ «گوریده شدن» است. طراحان جدول معمولاً آن را به عنوان نشانه آشفتگی یا کلاف سردرگم میآورند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به متمم کلمه (مو، ریسمان یا موقعیت) از اصطلاحات متفاوتی استفاده میشود که مفهوم اصلی همگی آنها سردرگمی و عدم نظم است.
به فارسی
واژگان جایگزین و هممعنی فارسی آن شامل آشفته شدن، کلافه شدن، و درهم پیچیدن است. واژه متضاد آن نیز آراسته شدن، منظم شدن و گشوده شدن میباشد.
نماد چیست
این عبارت در ادبیات و گفتگوهای کنایی، نمادی از سرگردانی، پیچیدگی اوضاع، و وجود مشکلات و گرههای سختی است که به راحتی باز نمیشوند.
جمعبندی و توضیح کامل گوریده شدن
واژه «گوریده شدن» یک مصدر لازم اصیل در زبان فارسی دری است که از ریشهای کهن به معنی آشفتن و درهم ریختن میآید. این واژه بیش از هر چیز تصویر کلاف ابریشم یا ریسمان گرهخوردهای را به ذهن متبادر میکند که باز کردن آن نیاز به صبر یا ابزار دارد. در زبان عامه و ادبیات، این حالت به موهای ژولیده یا حتی اوضاع پیچیده و نابسامان زندگی نیز نسبت داده میشود.
از نظر ساختاری، این ترکیب کاربرد بسیار دقیقی در توصیف موقعیتهای بحرانی و کلافهکننده دارد. ترکیب اتباعی معروف «شوریده و گوریده» نیز نشاندهنده اوج پریشانی و درهمریختگی یک وضعیت یا ظاهر یک فرد است که در متون کهن به وفور دیده میشود.