معنی
واژه «قاد» دارای دو کاربرد اصلی است: نخست به عنوان فعل ماضی عربی از ریشه (ق و د) به معنی رهبری کردن، هدایت کردن و راندن وسایل نقلیه یا افراد؛ دوم در لغتنامههای کهن به عنوان اسم به معنی سنجش، اندازه و مقدار هر چیز (مانند عبارت «قاد رمح» به معنی به اندازه یک نیزه).
یعنی چه
این کلمه در زبان فارسی به عنوان یک واژه مستقل رایج نیست و بیشتر در متون عربیمآب یا عبارات کهن لغوی به کار رفته است. در نقش فعلی یعنی سوق دادن و به جلو کشاندن، و در نقش اسمی یعنی هممیزان و هماندازه بودن با چیزی که مترادف واژه «قاب» نیز قرار میگیرد.
مترادف
متضاد
هم خانواده
تلفظ
در نقش فعلی به صورت فتحة بر روی قاف (قادَ) تلفظ میشود و در نقش اسمی به صورت ساکن در انتها قرائت میگردد.
به انگلیسی
به ترکی
به فارسی
برگردان دقیق این واژه در فارسی متناسب با سیاق متن، افعال «راهبری کرد»، «هدایت کرد» و «فرمان داد» یا نامهای «اندازه» و «میزان» است.
جمعبندی و توضیح کامل قاد
واژه «قاد» در زبان فارسی معیارداری پیشینه کاربرد مستقل و رایجی نیست و عمدتاً یک فعل ماضی عربی برخاسته از ریشه (ق و د) به شمار میرود. معنای بنیادین این ریشه بر کشاندن، جلو بردن و هدایت کردن دلالت دارد؛ از همین رو در زبان عربی برای رانندگی وسایل نقلیه یا رهبری گروهها استفاده میشود و مشتقات معروفی همچون قائد و انقیاد در زبان فارسی کاربرد فراوانی دارند.
از سوی دیگر، در متون کهن لغوی و معاجم عربی، این واژه در نقش اسم به معنی مقدار و اندازه نیز ثبت شده است که در ترکیبهایی نظیر «قاد رمح» (به اندازه یک نیزه) به چشم میخورد و از نظر معنایی با واژه «قاب» (مانند قاب قوسین در قرآن) قرابت کامل دارد. باید توجه داشت که این کلمه نباید با واژه قادر به معنی توانا اشتباه گرفته شود.