معنی
«فرو» در زبان فارسی یک پیشوند فعلی و قید جهتنما است که به کلمات بعدی خود معنای حرکت به سمت پایین، داخل، عمق یا زیردست بودن را میبخشد؛ مانند فرو رفتن یا فرو ریختن.
یعنی چه
این واژه به معنای قرار گرفتن در موضع پایینتر (نشیب) یا متمایل شدن به سمت داخل و ژرفا است و در مفاهیم کنایی نیز به معنای افتادن، افول یا تواضع به کار میرود.
مترادف
متضاد
هم خانواده
تلفظ
این واژه در زبان فارسی با ضمه روی حروف فاء و راء (فُرو / foru) تلفظ میشود.
به انگلیسی
به عربی
به فارسی
برگردان دقیق این پیشوند اصیل به واژگان ساده فارسی، همان مفاهیم «پایین»، «زیر» و «درون» است که در ساختارهای فعلی جهت حرکت را مشخص میکند.
جمعبندی و توضیح کامل فرو
واژهٔ «فرو» یکی از پیشوندهای دستوری و قیدهای جهتنما در زبان فارسی اصیل است که ریشه در زبانهای ایران باستان (پهلوی frot و پارسی باستان fravatā) دارد. کارکرد اصلی این کلمه، بخشیدن مفهوم حرکت به سمت پایین، عمق، درون یا زیردست شدن به افعال و اسمها است. این واژه به صورت مستقل یا در ترکیب با افعالی مانند رفتن، ریختن و نشستن، ساختارهای جدیدی با معنای دقیق فضایی ایجاد میکند.
از نظر معنایی و نمادین، «فرو» در تقابل کامل با واژه «فرا» قرار دارد. در ادبیات فارسی، جهتِ فرو علاوه بر معنای فیزیکی سقوط و افول، بازتابدهنده مفاهیم اخلاقی و معنوی والایی همچون شکستن نفس و تواضع (در کلماتی مانند فروتنی) است، هرچند که گاهی در ترکیبهایی نظیر فرومایه یا فروپاشی، بار معنایی منفی به خود میگیرد.