یعنی چه
واژه «باد کرده» در معنای لغوی و عینی به هر چیزی گفته میشود که دچار تورم، آماس یا افزایش حجم ناشی از تجمع گاز و مایعات شده باشد (مانند عضو آسیبدیده بدن یا توپ پرشده از هوا). در معنای کنایی و مجاز، این کلمه برای افراد متکبر و مغرور که دچار نخوت شدهاند به کار میرود. همچنین در اصطلاح عامیانه بازار، به کالایی که به فروش نرفته و روی دست فروشنده باقی مانده است، «جنس باد کرده» میگویند.
تلفظ
این ترکیب وصفی در زبان فارسی به صورت [بادْ کَرْ دِهْ] تلفظ میشود. واژه «باد» دارای مصوت بلند است و واژه «کرده» به عنوان صفت مفعولی با سکون روی حرف ر و فتحه روی ک تلفظ میگردد.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی چون «ورمکرده» یا «آماسیده»، واژه ۷ حرفی «باد کرده» (با احتساب فاصله یا به صورت سرهم) یکی از گزینههای اصلی است. واژگان مترادف دیگری نظیر متورم، منتفخ و پفکرده نیز بسته به تعداد حروف کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی، اگر منظور از باد کرده تورم و آماس بدن باشد از واژه Swollen استفاده میشود. چنانچه منظور جسمی باشد که با هوا یا گاز پر و بزرگ شده است (مانند بادکنک)، واژه Inflated به کار میرود.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن مفهوم باد کرده، از واژه «مُتَوَرِّم» (از ریشه ورم) برای آسیبهای بدنی و پزشکی، و از واژه «مُنْتَفِخ» (از ریشه نفخ) برای اشیاء یا حالتهای آماسکرده استفاده میشود.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و ادبیات فارسی، «باد کردن» یا «باد کرده بودن» (به ویژه بزرگ کردن شکم یا گلو) نمادی از ادعای پوچ، تکبر بیجا و غرور کاذب است؛ همانطور که در ضربالمثلها اصطلاح «مانند غوک باد کردن» برای افراد لافزن و توخالی به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل باد کرده
واژه «باد کرده» یک صفت مفعولی مرکب در زبان فارسی است که از دو جزء «باد» (با ریشه در پارسی میانه vāt) و «کرده» تشکیل شده است. این کلمه در وهله اول کاربردی عینی و فیزیکی دارد و به هر نوع تجمع مایعات یا گاز در بافتهای بدن یا اشیاء اطلاق میشود که منجر به تغییر حجم و آماس شده باشد.
از سوی دیگر، این واژه ورود پررنگی به لایههای کنایی زبان فارسی داشته است؛ به طوری که در اخلاقیات نماد انسانهای مغرور و متبختر است که از خودخواهی دگرگون شدهاند، و در اصطلاحات اقتصادی بازار به کالاهای نامحبوب و بیمشتری اشاره دارد که روی دست فروشندگان باقی ماندهاند.