یعنی چه
واژهٔ ناپروا در زبان فارسی به کسی یا چیزی گفته میشود که بیتوجه و غافل است، از چیزی ترس و واهمه ندارد (جسور) یا اینکه دچار سراسیمگی، آشفتگی و بیقراری شده است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «ناپَروا» با فتح پر حرف «پ» و سکون حرف «ر» است.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای بیپروا، بیتوجه یا سراسیمه، کلمهٔ «ناپروا» با ۶ حرف قرار میگیرد.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی این واژه با توجه به بافتار معنایی آن شامل واژگانی است که به بیاحتیاطی یا بیباکی اشاره دارند.
به فارسی
مترادفهای فارسی این واژه شامل بیپروا، بیباک، بیاعتنا، لاابالی، غافل، سراسیمه و بیقرار است. از متضادهای آن نیز میتوان به باپروا، ملتفت، بااحتیاط و آرام اشاره کرد.
نماد چیست
این واژه به عنوان یک مفهوم انتزاعی یا صفت رفتاری، نماد تصویری یا سنتی خاصی در فرهنگ یا اسطورهها ندارد؛ اما در ادبیات، مانند شعر حافظ، میتواند نمادی از دلِ آشفته، عاشق و بیقرار باشد.
جمعبندی و توضیح کامل ناپروا
واژهٔ «ناپروا» یک صفت مرکب اصیل فارسی است که از ترکیب پیشوند نفی «نا» و واژهٔ «پروا» (از ریشهٔ پهلوی و پارسی میانه parwāg) ساخته شده است. این کلمه در متون کهن فارسی کاربرد داشته و بسته به بستر متن، سه معنای متمایز اما ظریف را متبادر میکند: نخست بیتوجهی و غفلت، دوم شجاعت و بیباکی، و سوم حالت سراسیمگی و بیقراری.
نمونهٔ بارز و زیباترین کاربرد این واژه را میتوان در شعر خواجه حافظ شیرازی مشاهده کرد که میفرماید: «یاد باد آنکه رخت شمع طرب میافروخت / وین دل سوخته پروانهٔ ناپروا بود». در این بیت، ناپروا دقیقاً در معنای عاشق بیقرار، بیپروا و شیفته به کار رفته است که بدون ترس خود را به آتش میزند.