یعنی چه
«برانگیخت» سوم شخص مفرد ماضی ساده از مصدر برانگیختن است. این واژه در زبان فارسی به معنای ایجاد شوق و هیجان در کسی، ترغیب و وادار کردن به کاری، فرستادن و مبعوث کردن پیامبران، و در متون کهن به معنی تازاندن اسب و به حرکت درآوردن سریع آن به کار میرود.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند تحریک کرد، تهییج کرد، مبعوث کرد، واداشت و آشفت به عنوان پاسخ و معادلهای این واژه شناخته میشوند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به لحن و سیاق متن، از واژههای متنوعی برای رساندن مفهوم انگیزش و تحریک استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی فعل «بَعَثَ» دقیقاً برای فرستادن پیامبران یا زنده کردن مردگان، و افعال «أَثَارَ» و «حَرَّضَ» برای تحریک کردن و به غلیان آوردن احساسات به کار میروند.
به فارسی
واژههای هممعنی و جایگزین فارسی برای این کلمه عبارتند از: تحریک کرد، تهییج کرد، ترغیب کرد، مبعوث کرد، واداشت، ناهض ساخت و آشفت. واژههای متضاد آن نیز شامل فرونشاند، آرام کرد، تسکین داد، خاموش کرد و بازداشت میشود.
جمعبندی و توضیح کامل برانگیخت
واژه «برانگیخت» یک فعل اصیل و ریشهدار در زبان فارسی است که از پیشوند «بر» و فعل «انگیختن» (برگرفته از ریشه ایران باستان) ساخته شده است. این کلمه طیف معنایی گستردهای دارد که از ایجاد غلیان و هیجانات درونی تا مبعوث شدن پیامبران الهی و فرستادن رسولان را شامل میشود. در ترجمههای قرآنی، این واژه دقیقاً به عنوان برگردان فعل «بعثت» به کار رفته است.
از نظر معنایی، برانگیختن به معنای حرکت دادن از یک حالت سکون به وضعیتی پویا و پرانرژی است؛ به همین دلیل در فرهنگ نمادها، فرآیند برانگیختگی معمولاً با آتش (به نشانه گرما و اشتعال درونی) یا شیپور و صور (به نشانه بیدارباش و رستاخیز) تداعی میشود. کلماتی چون انگیزه، محرک و برانگیخته همگی با این واژه همخانواده هستند.