معنی
این واژه در لغتنامههای کهن فارسی (مانند برهان قاطع) به معنای بانگ بلند، خروش و فریادِ سهمناک آمده است. همچنین از منظر زبانشناسی باستان، این کلمه با مفاهیم آیینی همچون نیایش و فدیه دادن پیوند دارد.
یعنی چه
در متون کهن و گویشهای مهجور ایرانی، یست دلالت بر صدایی بلند و آمیخته به ترس یا خروش دارد. در کنار آن، در اصطلاح زبانهای ایران باستان، به معنای گرامی داشتن و ستودن ایزدان است.
مترادف
واژگانی که با جنبههای صوتی و آیینی این مدخل همپوشانی دارند.
متضاد
کلماتی که مفهوم مقابل فریاد و خروش را افاده میکنند.
ریشه
این واژه ریشه در زبانهای هندواروپایی و ایران باستان دارد. در زبان اوستایی از ریشهٔ -yaz به معنی ستودن، پرستش کردن و فدیه دادن مشتق شده و با واژگانی چون یشت و یزدان همریشه است.
تلفظ
این واژه به فتح حرف اول (ی) و سکون حروف بعدی خوانده میشود.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی بر اساس دو کاربرد متمایز واژه (بانگ بلند / ستایش باستانی).
به عربی
برگردانهای عربی متناسب با وجوه معنایی کلمه.
به فارسی
برگردان دقیق و روان واژه به فارسی معیار امروز، شامل واژههای بانگ و خروش برای معنای عام، و ستایش برای معنای کهن آن است.
جمعبندی و توضیح کامل یست
واژهٔ «یست» از جمله کلمات بسیار کهن، مهجور و کمکاربرد در زبان فارسی است که در لغتنامههای قدیمی نظیر برهان قاطع به معنی «فریاد و بانگ بلند» یا «آواز سهمناک» ضبط شده است. این کلمه امروزه در زبان محاورهای و مکتوب معاصر هیچگونه کاربرد زندهای ندارد و تنها در پژوهشهای زبانی و متون کهن به چشم میخورد.
از سوی دیگر، این واژه ریشهٔ عمیقی در زبانهای ایران باستان (اوستایی و پهلوی) دارد و با مفهوم «ستایش کردن و قربانی کردن برای خداوند» گره خورده است. در واقع، بقایای این ریشهٔ زبانی امروزه در کلمات پرکاربردی مثل یزدان، ایزد، جشن و یسنا به زندگی خود در زبان فارسی معاصر ادامه میدهد.
برخی از منابع نیز معتقدند که به دلیل شباهت ظاهری، در بسیاری از جستجوها و متون، این کلمه ممکن است یک خطای نوشتاری یا آوانگاری از واژههای معروفتری مانند «یشت» یا فعل ربطی «است» باشد.