یعنی چه
حنوط در لغت به معنای هر نوع عطر، بوی خوش و ادویه (مانند کافور، مشک، عنبر و صندل) است که به جسد مرده میمالند تا مانع از بو گرفتن و فساد سریع آن شود. در اصطلاح فقهی اسلامی، این واژه به طور خاص به «کافور» پودرشده اشاره دارد که پس از غسل دادن میت، به پیشانی، کف دستها، زانوها و نوک انگشتان بزرگ پای او (مواضع هفتگانهٔ سجده) مالیده میشود.
تلفظ
این واژه به صورت فتح اول (حَ) و ضم نون (نُ) تلفظ میشود و ریشهٔ آن عربی است.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ این واژه بسته به تعداد حروف معمولاً «حنوط» (۴ حرف) یا «کافور» (۵ حرف) است.
به انگلیسی
برای اشاره به این واژه در زبان انگلیسی از اصطلاحات مربوط به آمادهسازی جسد و مومیایی کردن استفاده میشود.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و از سه حرف اصلی (ح - ن - ط) مشتق شده است.
به فارسی
در زبان فارسی واژههای «کافور» یا اصطلاح ترکیبی «عطر مردگان» دقیقترین برگردانها برای کاربرد رایج این کلمه هستند. در متون قدیمی نیز گاهی به عنوان داروی مومیایی از آن یاد شده است.
در قرآن
کلمهٔ «حنوط» در متن قرآن وجود ندارد. احکام و دستورات مربوط به حنوط کردن میت تماماً برگرفته از سنت، احادیث معتبر پیامبر اسلام (ص) و اهل بیت (ع) و همچنین سیرهٔ متشرعه در فقه اسلامی است.
جمعبندی و توضیح کامل حنوط
واژهٔ حنوط ریشهای عربی دارد و در فرهنگ و فقه اسلامی به مادهای خوشبو (عمدتاً کافور) اطلاق میشود که پس از غسل، به مواضع هفتگانهٔ سجدهٔ شخص متوفی میمالند. هدف اصلی این کار در کنار جنبههای تعبدی و شرعی، معطر ساختن پیکر میت و تاخیر در روند فساد ظاهری آن است.
این کلمه اگرچه در قرآن کریم ذکر نشده، اما به دلیل اهمیت فقهی بالایی که در احکام اموات دارد، در احادیث و به تبع آن در ادبیات فارسی بسیار رایج شده است. در اشعار شاعران بزرگی مانند مولوی، حنوط به عنوان نمادی از مرگ، فانی بودن دنیا و ضرورت آمادگی برای سفر آخرت به کار رفته است.
از نظر ساختار زبانی، کلماتی مانند تحنیط (عمل مالیدن حنوط) و حناط (حنوطفروش) با آن همخانواده هستند و در حل جدولهای متقاطع معمولاً با تعداد ۴ یا ۵ حرف و با مفاهیمی نظیر کافور و عطر مردگان پیوند دارد.