یعنی چه
این واژه یک صفت فاعلی ترکیبی در زبان فارسی است و به مفهوم پدیدار شدن، از خفا بیرون آمدن و پیش چشم قرار گرفتن اشاره دارد. در متون کهن لغتنامه، این ترکیب دقیقاً به عنوان معنای صفت عربی «بارز» به کار رفته است.
تلفظ
تلفظ این واژه بر اساس مصوتهای زبان فارسی به صورت فتحهی نون و میم، الفِ کشیده، یای مکسور در بخش اول و فتحهی شین و واو در بخش دوم است.
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان راهنما برای پاسخهای ۱۱ حرفی یا معادلهای کوتاهتر آن نظیر بارز و متجلی استفاده میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به سیاق متن، عبارات فوق مفاهیم آشکار شدن و خروج از حالت پنهانی را به درستی منتقل میکنند.
به عربی
در زبان عربی صفات فاعلی مشتقی وجود دارند که دقیقاً معنای پدیدار شونده و آشکار شونده را در خود جای دادهاند.
به فارسی
این ترکیب از نظر دستوری ساختاری کاملاً ایرانی دارد. مترادفهای ناب فارسی آن شامل عباراتی چون پدیدار شونده و هویدا شونده است که تقابل مستقیمی با واژگانی چون پنهان شونده یا مستتر دارند.
نماد چیست
در نشانهشناسی و ادبیات عرفانی و طبیعی، هر آنچه نمایان شونده است به عنوان نمادی از کشف شهود، طلوع روشنایی پس از تاریکی مطلق و آگاهی به کار میرود؛ درست مانند جوانه زدن گیاه از دل خاک یا برآمدن خورشید.
جمعبندی و توضیح کامل نمایان شونده
واژه «نمایان شونده» یک ترکیب اصیل و فصیح در زبان فارسی است که از صفت «نمایان» (ریشه در فعل نمودن) و صفت فاعلی «شونده» (از فعل شدن) ساخته شده است. این اصطلاح از نظر معنایی به هر شخص، شیء یا پدیدهای دلالت دارد که از حالت خفا، ابهام یا تاریکی خارج شده و گام به عرصه ظهور و مرئی شدن میگذارد؛ به همین دلیل در فرهنگهای معتبری چون دهخدا، معادل دقیقی برای واژگانی چون «بارز» به شمار میرود.
از بُعد نشانهشناسی و مفاهیم نمادین، این واژه بار معنایی مثبتی با خود به همراه دارد و تداعیکننده مفاهیمی همچون طلوع، حقیقت عریان، آگاهی و خروج از جهل است. در ساختار ادبی و کاربردهای جدولی نیز به دلیل تعداد حروف مشخص (۱۱ حرف) و مترادفهای قدرتمندی چون متجلی و هویدا، کاربرد فراوانی در طراحی سؤالات ادبی و سرگرمیهای فکری دارد.