معنی
طبیعت در زبان فارسی به چند معنای کلیدی به کار میرود؛ نخست، جهان مادی و محیط زیستی که ساخته دست بشر نیست، مانند کوهها، جنگلها و دریاها. دوم، سرشت، فطرت، نهاد درونی و خوی ساختاری انسان یا اشیا، و سوم، کل جهان هستی و نظام حاکم بر آن. همچنین در طب سنتی به معنی مزاج و طبع نیز کاربرد دارد.
یعنی چه
عبارت طبیعت یعنی نظام خودکار و ارگانیک جهان که بدون دخالت تکنولوژی و اراده انسانی پدید آمده و در جریان است. این واژه به ویژگیهای بنیادین و اولیهای اشاره دارد که هویت یک پدیده یا موجود را شکل میدهند.
متضاد
با توجه به بستر متن، متضادهای طبیعت شامل «صنعت» و «مصنوع» (پدیدههای ساخته دست بشر) و همچنین «ماوراءالطبیعه» یا «متافیزیک» (امور فرامادی) میشود.
هم خانواده
واژههای همخانواده و مرتبط با این کلمه همگی از ریشه سه حرفی عربی مشتق شدهاند.
ریشه
این واژه از ریشه عربی «طَبَعَ» گرفته شده است که در اصل به معنی مهر زدن، ضرب کردن سکه و شکل دادن به چیزی است؛ چرا که طبیعتِ هر چیز، همان شکل، کیفیت درونی و ویژگی اولیه و ذاتی است که در خلقت آن قرار داده شده است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، در پاسخ به راهنماهایی همچون «سرشت و ذات» یا «جهان مادی و پیرامون»، کلمه ۵ حرفی «طبیعت» به عنوان پاسخ دقیق قرار میگیرد.
به انگلیسی
معادل اصلی و بینالمللی این کلمه در زبان انگلیسی Nature است. در زبان عربی به صورت الطبیعة و در زبان ترکی با واژههای Doğa و Tabiat شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل طبیعت
واژهٔ طبیعت یکی از کلیدیترین مفاهیم در زبان فارسی، فلسفه، ادبیات و علوم طبیعی است. این کلمه از یک سو به جهان مادی، حیات وحش، جنگلها و اقیانوسها اشاره دارد که بدون مداخله انسان پدید آمدهاند و مظهر زایش، پاکی و تعادل هستند؛ از سوی دیگر، به ذات، سرشت، فطرت و خمیره درونی انسانها و اشیا دلالت میکند که هویت اصلی آنها را میسازد.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، طبیعت نماد الهامبخش زندگی، نو شدن و پیوند عمیق انسان با آفرینش است. اگرچه خود این واژه به شکل فعلی در متن قرآن کریم نیامده، اما مفاهیمی چون «خلق»، «آیات» و «السماوات والارض» به طور مکرر به این نظام قانونمند و شگفتانگیز الهی اشاره دارند و تفکر در آن را ستایش میکنند.