یعنی چه
واژه مبرقع در لغت به معنای کسی است که برقع (روبند یا نقاب) بر صورت دارد. این کلمه به صورت مجازی برای اشاره به امر پنهان، مستور یا حقیقتی که پشت پرده قرار دارد نیز به کار میرود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «نقابدار» یا «روبندهدار»، واژه ۵ حرفی «مبرقع» مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم مبرقع در زبان انگلیسی، بسته به لحن متن از کلماتی که به پوشیدگی چهر یا حقیقت اشاره دارند استفاده میشود.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی و اسم مفعول از ریشه چهارحرفی «ب-ر-ق-ع» است و در زبان مبدأ نیز دقیقاً به همین معنای پوشیده با برقع استفاده میشود.
به فارسی
در زبان فارسی سره یا روان، میتوان از واژگانی چون روبندهدار یا نقابدار به عنوان جایگزین مستقیم مبرقع استفاده کرد. از نظر روابط واژگانی، متضاد آن کلماتی مثل مکشوف، آشکار و بیحجاب هستند.
در قرآن
کلمه مبرقع یا ریشه اصلی آن (برقع) در مصحف شریف ذکر نشده است. در آیات قرآن برای اشاره به پوشش زنان از واژههای دیگری همانند «جلابیب» (چادرها/پوششهای سراسری) یا «خُمُر» (مقنعهها) استفاده شده است.
نماد چیست
در ادبیات، این واژه نماد حقیقت پوشیده یا زیبایی غایب از نظر است. از جنبه تاریخی، یادآور «حکیم بن هاشم» معروف به مقنع (رهبر سپیدجامگان) است که صورت خود را میپوشاند. همچنین در تاریخ تشیع، «موسی مبرقع» فرزند امام جواد (ع) به دلیل زیبایی چشمگیر یا ناشناس ماندن، در قم نقاب بر چهره میزد و سادات مبرقع به ایشان منسوب هستند.
جمعبندی و توضیح کامل مبرقع
واژه «مُبَرْقَع» یک صفت فصیح به معنی نقابدار و روبندهدار است که از زبان عربی به فارسی وارد شده و ریشه در کلمه «بُرقع» دارد. این کلمه علاوه بر معنای ظاهری کنایه از هر امر مستور، پنهان و پوشیده دارد که از دیدهها پنهان نگاه داشته شده است.
در بستر تاریخ اسلام، این عنوان برای شخصیتهای خاصی به کار رفته است؛ از جمله سادات مبرقع (نوادگان امام جواد علیهالسلام) که به سبب حسن جمال یا دلایل امنیتی روی خود را میپوشاندند، و همچنین شخصیت تاریخی «مقنع» که نقابی بر چهره داشت. این کلمه در ادبیات فارسی نیز به عنوان نمادی از اسرار مکتوم و حقایق پشت پرده کاربرد دارد.