یعنی چه
عبارت «مصداق داشتن» به معنای مطابقت داشتن یک تعریف، ادعا، قانون یا مفهوم کلی با یک نمونه واقعی و خارجی است. وقتی میگوییم سخنی مصداق دارد، یعنی نمونه عینی و واقعی آن در جهان خارج وجود دارد و قابل مشاهده است.
تلفظ
واژه «مصداق» مصوت کوتاه «اِ» دارد و به همراه فعل داشتن به صورت «مِصْداقْ داشْ تَن» (mesdāgh dāshtan) قرائت میشود.
در جدول
در حل جداول کلمات متقاطع، عبارت «مصداق داشتن» به عنوان یک پاسخ دقیق و ۱۰ حرفی برای راهنماهایی همچون «تحقق داشتن پدیدهها» یا «دارای نمونه واقعی بودن» کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم مصداق داشتن یک قاعده یا سخن، از افعال عبارتی نظیر To apply یا To hold true استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی اصطلاح «یَنطَبِقُ علیه» دقیقترین برگردان برای مصداق داشتن بر یک مورد خاص است؛ همچنین خود واژه مصداق در عربی به صورت مِصداق، نَموذَج یا مَثَل ترجمه میشود.
در قرآن
خود ترکیب «مصداق داشتن» یا واژه «مصداق» در متن قرآن کریم به کار نرفته است؛ با این حال، مشتقات دیگر این ریشه سه حرفی (صدق) مانند واژه «تصدیق» (به عنوان نمونه در آیه «مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ») بارها به معنی تأیید کردن، راست شمردن و گواهی بر صحت چیزی آمده است.
جمعبندی و توضیح کامل مصداق داشتن
اصطلاح «مصداق داشتن» یکی از تعابیر پرکاربرد در ادبیات، منطق و گفتگوهای روزمره فارسی است که پیوند میان جهان ذهنی مفاهیم و جهان عینی واقعیتها را برقرار میسازد. ریشه بخش نخست این ترکیب یعنی «مصداق» به زبان عربی و کلمه «صدق» بازمیگردد که بر وزن مِفعال (اسم ابزار) ساخته شده و در اصل به معنای ابزار سنجش راستی پدیدههاست. ترکیب آن با فعل فارسی «داشتن»، عبارتی رسا برای بیان تحقق عینی یک ادعا ایجاد کرده است.
این عبارت در حوزههای مختلف کاربرد دارد؛ برای مثال در مباحث حقوقی و قانونی، وقتی یک ماده قانونی مصداق پیدا میکند، یعنی جرمی یا وضعیتی عینی منطبق بر آن قانون رخ داده است. در نمادشناسی عمیق ادبی نیز این واژه به عنوان آینه واقعیت و مهر تأییدی بر درستی تصورات ذهنی شناخته میشود که پدیدههای انتزاعی را به جهان ملموس پیوند میزند.