یعنی چه
واژه کمتاب دو کاربرد مادی و حسی دارد. در معنای اول به ریسمان، نخ یا طنابی میگویند که پیچوتاب کمی دارد و به دلیل محکم بافته نشدن، سست و زودگسل است. در معنای دوم، به انسان کمطاقت، ناشکیبا و زودرنج اطلاق میشود که توانایی ایستادگی در برابر سختیها را ندارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت [کَمْ تابْ] است که از ترکیب صفت «کم» (با ریشه پهلوی kam) و بن مضارع «تاب» از مصدر تابیدن (با ریشه پهلوی tāfutan) شکل گرفته است.
در جدول
واژه «کم تاب» در جدولهای متقاطع به عنوان صفت ریسمان سست یا طناب کمدوام و همچنین انسان بیطاقت با ۵ حرف شناخته میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای توصیف نخی که پیچ کمی دارد از Loose-twisted و برای شخص بیطاقت و ناشکیبا از واژه Impatient استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای طنابی که محکم بافته نشده عبارت قلیل الغزل و برای انسان کمتحمل اصطلاح قلیل الصبر به کار میرود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای بافت یا طناب شل معادل Gevşek bükülmüş و برای فرد بیصبر معادل Sabırsız استفاده میشود.
نماد چیست
این واژه در استعارههای ادبی نماد رسمی یا اسطورهای خاصی نیست؛ اما معمولاً به عنوان مظهر پایداری اندک، سستی در پیمان یا ضعف اراده به کار میرود. مانند رشته محبت کمتاب که با کوچکترین سختی پاره میشود.
جمعبندی و توضیح کامل کم تاب
واژه فارسی و اصیل «کمتاب» یک صفت مرکب است که ریشه در زبان پهلوی دارد. این کلمه جلوهای از ظرافت زبان فارسی در وامگیری از مفاهیم مادی برای توصیف حالات روانی است؛ چرا که در یک معنا به طناب و ریسمان شلبافت و سست اشاره دارد و در معنای دیگر، مفهوم انتزاعیِ کمتحملی و ناشکیبایی انسان را توصیف میکند.
بررسی متضادهای این واژه مانند «پرتاب» و «شکیبا» به خوبی ابعاد دوگانه آن را روشن میسازد. در ادبیات فارسی، کمتاب اغلب به عنوان یک تصویر استعاری برای نشان دادن رابطهها، پیوندها یا ارادههای ضعیف و آسیبپذیر استفاده میشود که در برابر مصائب روزگار تاب ایستادگی ندارند.