یعنی چه
معمور گشتن در لغت به معنای آباد شدن، دایر شدن و به وضعیت عمران و شکوفایی رسیدن است. این واژه در متون کهن و ادبی برای توصیف زمینها، شهرها یا حتی دلهایی که پس از ویرانی و اندوه دوباره زنده و باطراوت شدهاند، به کار میرود.
تلفظ
این عبارت ترکیبی به صورت [مَ مْ مُورْ گَ تَن] تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ مد نظر در جدول برای این مفهوم «معمور گشتن» است که دقیقاً از ۹ حرف تشکیل شده است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم از عبارتهایی نظیر شکوفا شدن یا توسعه یافتن استفاده میشود.
به عربی
ریشه اصلی واژه «معمور» عربی است و در این زبان از افعالی که معنای عامِر شدن و عمران را تداعی میکنند، استفاده میشود.
نماد چیست
در ادبیات و فرهنگ فارسی، معمور گشتن نمادی از امید، بازگشت به زندگی، فروکش کردن اندوه و برقراری عدل و داد در جامعه است. شاعران بزرگی مانند حافظ، آباد شدن دل یا طربسرا را با این واژه تصویر کردهاند.
جمعبندی و توضیح کامل معمور گشتن
واژه مرکب «معمور گشتن» از ترکیب اسم مفعول عربی «معمور» (از ریشه ع-م-ر به معنی آباد کردن و زیستن) و فعل معین فارسی «گشتن» ساخته شده است. این اصطلاح تجلیبخش مفهوم حرکت از حالت ویرانی، بایری و سستی به سمت آبادانی، دایری و رونق اقتصادی یا معنوی است.
در متون کلاسیک فارسی، کاربرد این واژه صرفاً محدود به جغرافیا و بناها نبوده، بلکه در ادبیات عرفانی و عاشقانه به صفای باطن و «آباد شدن دل» پس از یک دوره خرابی و اندوه فراق نیز اشاره دارد. برای نمونه، بیت مشهور حافظ که در آن از معمور شدن طربسرای محبت یاد میکند، نشاندهنده همین بار معنایی ظریف و امیدبخش است.
علاوه بر این، مفهوم عمران و آبادانی ریشه عمیقی در فرهنگ دینی دارد؛ چنانکه در قرآن کریم نیز به کعبه یا خانهای در آسمانها عنوان «بیتالمعمور» (خانه آباد) داده شده است. بنابراین، معمور گشتن نه تنها یک دگرگونی ظاهری، بلکه یک نوزایی نمادین در ابعاد فردی و اجتماعی به شمار میرود.