معنی
طعن در لغت به معنای زدن با نیزه یا فرو کردن جسم نوکتیز است. این واژه در کاربرد رایج زبانی به معنای مجازی آن یعنی ملامت، آسیب رساندن به اعتبار کسی با سخن (زخم زبان) و نقد تند به کار میرود. همچنین در اصطلاحات حقوقی به معنای اعتراض یا شکایت رسمی به حکم دادگاه استفاده میشود.
یعنی چه
وقتی کسی را مورد «طعن» قرار میدهند، یعنی رفتارهای او را با بدگویی و سرزنش زیر سؤال میبرند و به شخصیت یا باورهای او آسیب کلامی میزنند.
مترادف
این واژهها در زبان فارسی بیشترین شباهت معنایی را با طعن در جنبههای ادبی، اجتماعی و کلامی دارند.
متضاد
کلماتی که مفهوم تحسین، تشویق و پشتیبانی زبان را برخلاف مفهوم طعن نشان میدهند.
هم خانواده
واژگانی که از ریشه سه حرفی (ط ع ن) مشتق شدهاند و مفاهیمی مثل شخص طعنهزننده، فرد مورد سرزنش قرار گرفته یا خودِ ضربه کلامی را میسازند.
ریشه
این واژه ریشه در زبان عربی دارد. معنای اصلی و اولیهی آن در این زبان، سوراخ کردن یا فرو بردن یک شیء تیز بوده که بعدها به طور گسترده در معنای کناییِ حمله به اعتبار، آبرو و شخصیت افراد با ابزار زبان به کار رفته است.
جمله سازی
به انگلیسی
بسته به اینکه واژه طعن در متن ادبی، فیزیکی یا حقوقی به کار رود، معادلهای انگلیسی متفاوتی دارد.
جمعبندی و توضیح کامل طعن
واژه «طعن» از ریشه عربی به معنای نیزه زدن وارد زبان فارسی شده است، اما در ادبیات و گفتمان روزمره عمدتاً در معنای مجازی و کنایی خود یعنی زخم زبان، سرزنش و عیبجویی شدید کاربرد دارد. این کلمه بار معنایی منفی و تندی دارد و نمادی از آسیب رساندن کلامی به آبرو یا باورهای دیگران است؛ به طوری که در ضربالمثلهای کهن، ماندگاری اثر آن را از زخم شمشیر و نیزه نیز بیشتر دانستهاند.
علاوه بر کاربردهای ادبی، طعن در متون دینی و قرآنی نیز به معنای ایراد گرفتن و تمسخرِ آیین به کار رفته است. همچنین این واژه در اصطلاحات فقهی و حقوقی معاصر جایگاه خاصی دارد و به معنای اعتراض رسمی، رد کردن یا خدشه وارد کردن به اعتبار یک حکم یا شهادت شهود در دادگاه استفاده میشود.