یعنی چه
این کلمه در اصل اسم مفعول مؤنث از باب تفعیل در زبان عربی (ریشه س م و) است و به معنای هر چیز یا کسی است که نامی برای او تعیین شده باشد. در زبان فارسی، این واژه بیشتر در متون کهن، ادبی، فقهی و حقوقی برای اشاره به کتابها، رسالهها، شهرها یا بانوانی که نام خاصی دارند استفاده میشود؛ به عنوان مثال عبارت «رسالهٔ مسماة به بهارستان» به معنی رسالهای است که بهارستان نامیده شده است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت مُسَمّاة (mosammāt) است که در زبان فارسی معمولاً بدون تشدید پایانی نیز خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ به راهنمای «نامیده شده» یا «ملقب به» در قالب پنج حرف، کلمه «مسماة» است.
به انگلیسی
بسته به لحن متن، میتوان از معادلهای فوق در زبان انگلیسی استفاده کرد.
به عربی
این واژه اصالت عربی دارد و شکل مذکر آن در قرآن کریم به صورت «مُسَمًّى» (مانند أجل مسمی) بارها تکرار شده است.
به فارسی
بهترین برگردانهای روان فارسی برای این واژه، کلماتی نظیر «نامیده»، «خوانده شده» و «موسوم» هستند.
نماد چیست
کلمه مسماة یک واژه دستوری، صفت مفعولی و توصیفی است؛ بنابراین در فرهنگها، اساطیر یا نمادشناسی دارای مابازای مادی، نمادین یا نشانه خاصی نیست.
جمعبندی و توضیح کامل مسماة
واژه «مسماة» یک صفت مفعولی با ریشه عربی (از تسمیه) است که به طور خاص برای ساختار مؤنث کاربرد دارد و به معنای «نامیده شده» یا «ملقب به» است. این کلمه در طول تاریخ به زبان فارسی وارد شده و جایگاه ویژهای در متون کهن ادبی، اسناد فقهی و عبارات حقوقی پیدا کرده است.
در کاربردهای سنتی فارسی، هرگاه نویسنده یا واضع سند میخواست به نام یک زن، کتاب، رساله یا جایگاهی اشاره کند که ساختار لفظی مؤنث داشت، از کلمه مسماة استفاده میکرد؛ مانند «زن مسماة به خدیجه» یا «منطقهای مسماة به فلان». شکل مذکر این واژه یعنی «مسمی»، در زبان روزمره کاربرد بیشتری دارد، اما شکل مؤنث آن یعنی مسماة نیز همچنان اصالت خود را در متون رسمی و حل جدولهای کلمات متقاطع حفظ کرده است.