یعنی چه
واژه طبیعت دارای دو معنای اصلی است: نخست، جهان مادی، آفرینش و مظاهر زمین مانند گیاهان، جانوران، کوه و دشت؛ دوم، سرشت، ذات، طبع و خویِ خاص هر فرد یا هر پدیده.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت طَبیعَت (tabi'at) است که از زبان عربی وارد فارسی شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ دقیق برای این عبارت بر اساس تعداد حروف، خود واژه «برابر واژه طبیعت» است که ۱۴ حرف دارد. کلمات زاستار، سرشت و گیتی نیز از گزینههای رایج هستند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به سیاق متن، برای اشاره به محیط زیست و جهان مادی از واژه Nature و برای اشاره به اخلاق و ذات از Disposition یا Temperament استفاده میشود.
به عربی
این واژه خود ریشه عربی دارد (از ط ب ع). در زبان عربی برای مفاهیم مشابه از الطبیعة، الخِلقة و السجیة استفاده میشود.
به فارسی
برای جایگزینی این واژه عربی، برابرواژههای پارسی سره پیشنهاد شدهاند؛ «زاستار» (مرتبط با زادن و ساختار)، «سرشت» و «نهاد» برای معنای طبع و خوی، و «گیتی» یا «آفرینش» برای معنای جهان مادی.
نماد چیست
طبیعت در فرهنگها و اساطیر جهان نماد «مادر» (مادرِ زمین)، «زایش و باروری»، «حیات و تجدید حیات» (بهویژه در فصل بهار) و «توازن و اعتدال» به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل برابر واژه طبیعت
واژه «طبیعت» از ریشه عربی «طبع» به معنی مهر زدن و سرشتن وارد زبان فارسی شده و دو قلمرو معنایی عمده دارد. از یک سو به کل جهان مادی، حیات نباتی و جانوری و مظاهر پیرامون ما اشاره میکند و از سوی دیگر، بیانگر ذات، طبع و خوی درونی انسانها یا اشیاء است.
در راستای پارسینویسی، واژهگزینان برای هر دو بعد معنایی آن برابرواژههای دقیقی یافتهاند. کلمه مدرن «زاستار» و واژههای کهن «گیتی» و «آفرینش» جایگزینهای مناسبی برای جهان مادی هستند، در حالی که «سرشت» و «نهاد» به خوبی بار معنایی طبع و ذات را دوش میکشند.
در فرهنگهای مختلف، این مفهوم همواره با نمادهایی چون مادر زمین، باروری و توازن همراه بوده است. جالب اینجاست که خود این لفظ صراحتاً در قرآن نیامده، بلکه مفاهیمی چون «فطرت» برای ابعاد انسانی و «خلق» برای جهان مادی جایگزین آن شدهاند.