یعنی چه
این عبارت یک اصطلاح و ترکیب کنایی در زبان فارسی است که به معنای حرکت به سمت نابودی، تباهی، فساد یا زوال مادی و معنوی به کار میرود. وقتی یک بنا، جامعه، اخلاق یا وضعیت به دلیل غفلت یا سوءمدیریت دگرگون شده و شیب منفی به خود میگیرد، میگویند سر به خرابی کشیده است.
تلفظ
تلفظ روان این عبارت اصطلاحی به صورت «سَر بِه خَرابی کَشیدَن» است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کنایه برای عبارت ۱۳ حرفی، «سر بخرابی کشیدن» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم از عباراتی استفاده میشود که نشاندهنده بدتر شدن اوضاع یا حرکت به سمت ویرانی هستند.
به فارسی
مترادفهای فارسی این عبارت شامل اصطلاحاتی چون فاسد شدن، منخرط شدن، سامان از دست دادن و از رونق افتادن است. در مقابل، متضادهای آن شامل کلماتی مثل آباد شدن، رونق گرفتن، اصلاح شدن و سامان گرفتن است.
در قرآن
این ترکیب یک اصطلاح کاملاً فارسی است و در متن قرآن وجود ندارد؛ اما از نظر مفهوم با آیاتی که به عاقبت تکذیبکنندگان و ویران شدن شهرهایشان اشاره دارد (مانند آیه ۵۲ سوره نمل: فَتِلْکَ بُیُوتُهُمْ خَاوِیَةً بِمَا ظَلَمُوا) همخوانی و قرابت معنایی دارد.
نماد چیست
این عبارت یک گزاره زبانی است و نماد کهنالگویی ثبتشدهای ندارد. با این حال، در تصویرسازیها معمولاً از بناهای ویرانشده، گیاهان پژمرده یا ساعت شنی که زمانش رو به اتمام است به عنوان نمادهای بصری زوال و خرابی استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل سر بخرابی کشیدن
عبارت «سر به خرابی کشیدن» یکی از اصطلاحات کنایی و کاربردی در زبان فارسی است که برای توصیف فرآیندهای رو به زوال، ویرانی و انحطاط به کار میرود. این اصطلاح هم در جنبههای مادی (مانند ویران شدن یک ساختمان یا شهر) و هم در جنبههای معنوی و اجتماعی (مانند سقوط اخلاقی یک جامعه یا به هم ریختن یک رابطه) کاربرد دارد.
ساختار این عبارت کاملاً اصیل و منطبق بر کنایههای فعلی فارسی است که در آن واژه «سر» با یک متمم و فعل ترکیب میشود تا شتاب و جهتگیری یک وضعیت را نشان دهد. در گفتگوهای روزمره و ادبیات معاصر، زمانی از این تعبیر استفاده میشود که یک روند مثبت یا خنثی، بر اثر غفلت، سوءمدیریت یا گذشت زمان، دچار دگرگونی منفی شدید شده و به سمت نابودی کامل حرکت کند.